بیو گرافی بازیکنان مورتال کمبات

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

بیو گرافی بازیکنان مورتال کمبات

پست  Admin في الجمعة ديسمبر 09, 2011 2:16 pm

كــانگ لائو

نژاد : انسان
متحدين :Raiden , Fujin , Liu Kang , Bo' Rai Cho , Sub-Zero , Cyrax , Kitana , Ermac , Nightwolf , Johnny Cage , Sonya Blade , Kai , Jax , Stryker
دشمنان : Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung , Onaga , Mileena , Goro , Baraka , Kintaro , Reptile
سبك مبارزه : Mantis , Shaolin Fist , Kenpo , White Lotus
اسلحه :Battle Axe , Broadsword , Razor-rimmed Hat
جهت گيري : خوب


Mortal Kombat II
كــانگ لائو اخرين نواده ي كانگ لائوي كبير ، يكي از قهرمانان قديمي مورتال كامبت ، كسي كه 500 سال پيش به Goro در مبارزه اي شكست خورد و با مرگ به دستان Goro موجب شروع حكومت Shang Tsung بر مسابقات شد . همانند Liu Kang دوست صميمي كانگ لائو يكي از اعضاي جامعه ي اركيد سفيد است . كانگ لائو در اصل اولين كسي بود كه توسط شائولين به سري مسابقات معرفي شد ولي او در اين مسابقات شركت نكرد زيرا مي دانست عواقب قهرمان شدن در ان چيست و در نتيجه ، Liu Kang به مسابقات فرستاده و قهرمان ان شد . زماني كه معبد شائولين توسط تاركاتان ها مورد حمله قرار گرفت Liu Kang و كانگ لائو از طريق دروازه اي به دنياي بيرون رفتند تا انتقام برادرانشان را از مهاجمين گيرند . كانگ لائو هميشه ارزو داشت تا بتواند جامعه ي اركيد سفيد را دوباره بازسازي كند و جنگجويان اينده را تعليم دهد . او همراه Liu Kang به دنياي بيرون رفت تا با نيروه هاي انها در سري مسابقاتي جديد بجنگد . پس از شكست Shao Kahn ان دو به زمين برگشتند و مشغول تعليم جنگجوهاي جديد شائولين شدند .

Mortal Kombat 3
زماني كه ارتش Shao Kahn به زمين حمله كرد ، او مجبور شد براي مدتي نقشه اش را براي دوباره تشكيل دادن جامعه ي دلخواهش كنار بگذارد . كـانگ لائـو و Shao Kahn در مبارزه اي روبروي هم قرار گرفتند ، Kahn در انفجاري عظيم او را به شدت هر چه تمام زخمي كرد و با باور اينكه مرده است انجا را ترك كرد . زماني كه خبر كشته شدن كانگ لائو به Lia Kang رسيد او به مبارزه با Kahn پرداخت و براي بار دوم او را شكست داد .

Mortal Kombat 4
با عقب نشيني دنياي بيرون و تضعيف آن ، كانگ لائو تصميم گرفت تا ديگر به معبد باز نگردد و با رفتن خود باعث شود كه مردم همچنان فكر كنند كه او مرده است و اينگونه زندگي خود را در صلح و صفايي كه خود مي خواست مي گذراند .هر چند اين تصميم او زياد طول نكشيد ، صلح خود ساخته ي او به سرعت توسط نيروهاي Shinnok و خبر زنده بودن Goro ، جنگجوي شوكان ، كسي كه جد بزرگش را كشته بود به گوشش رسيد ، از بين رفت . زماني كه Shinnok شكست خورد ، كانگ لائو به Goro حمله برد ، كه در همان زمان قرار صلح و اتحاد با جهان والا و سنتائور ها را بسته بود . پس از جنگ كوتاه مذاكراتي بين او و Goro در نهايت انها تصميم گرفتند تا جنگ را در ميان يك ديگر كنار بگذارند و با يك ديگر متحد شوند .

Mortal Kombat: Deadly Alliance
سالهاي اينده ي كانگ لائو در صلح گذشت ، تا اين كه صلح به وجود امده دوباره توسط Quan Chi و Shang Tsung كه با اتحاد خود مرگ Liu Kang را رقم زدند ، از ميان رفت . كانگ لائو جسد بيجان دوست قديميش را پيدا كرد و به سرعت توسط Raiden خبر دار شد كه قاتل اصلي Shang Tsung بوده است كه "متحدين مرگبار " را با Quan Chi تشكيل داده است .كانگ لائوي خشمگين قسم خورد كه روزي جادوگر را خواهد كشت و باري ديگر باور هاي خود را مبني بر گذراندن زندگي در صلح را كنار گذاشت . او ميدانست كه او در حال حاضر با قدرت هايي كه در اختيار دارد قادر به شكست Shang Tsung نمي شود . بنابراين ، پس از جست و جوهاي فراوان ميان جنگجويان زميني ، به نزد Bo' Rai Cho رفت . استاد چيره دست Bo' Rai Cho براي مدتي كوتاهي مشغول تعليم كانگ لائو شد . پس از ان كانگ لائو همراه با استادش به جنگي با دو جادوگر پرداختند ، كانگ لائو تا وقتي كه انتقام Liu Kang را نمي گرفت ساكت نمي نشست و Shang Tsung بالاخره بهاي اين كار را با كشته شدن به دست كانگ لائو مي پرداخت. پس از ان كانگ لائو از Bo' Rai Cho خواست تا با او به زمين بيايد و مشغول تدريس جنگجويان ديگر شود .

Mortal Kombat: Deception
جنگ عليه "متحدين مرگبار " به خوبي پايان نيافت . با مرگ Liu Kang ، Raiden و يارانش در جنگي از پيش باخته در حال مبارزه بودند . كانگ لائو در مبارزه اي تن به تن عليه Shang Tsung مي جنگيد و با وجود قدرت هاي تقويت شده اش و تمرينات فراوانش ، قدرت لائو از Tsung كمتر بود و او در مبارزه كشته شد . در همان زمان Kitana توسط Quan Chi كشته شد و تنها Raiden در ميدان جنگ زنده ماند . مدتي بعد كانگ لائو توسط Onaga به زندگي بازگشت تا به عنوان برده به او خدمت كند . در پايان بندي Ermac نشان داده مي شود كه روح Liu Kang ، كانگ لائو و دوستانش را از بند Onaga نجات ميدهد .

Mortal Kombat: Armageddon
در صفحه ي بيوگرافي Fujin ميبينم كه كانگ لائو همراه با خداوند طوفان Fujin ، سعي مي كنند كه Raiden و جنگجويانش را رهبري كنند ، انان متوجه اين شده اند كه خداي رعد Raiden همانند Shao Kahn بي رحم و سنگدل شده است و از طرفي جسد Liu Kang كه به زندگي بازگشته است ، شروع به كشتن مردم كرده است . انان به اين نتيجه رسيده بودند كه اگر نتوانند جنگجويان از راه برگشته را به حالت نرمال برگردانند مجبور به كشتن انان مي شوند .

در پايان بازي MK:A ، كانگ لائو پس از كشتن بليز در زمان سفر كرده و به گذشته باز مي گردد . او جد كبيرش را ميبيند و با او ملاقات مي كند و با اجازه گرفتن از او در مسابقات به جاي او شركت مي كند . او Goro را شكست داده و به عنوان يك افسانه باقي مي ماند . در نتيجه Liu Kang هرگز قهرمان نميشود و كانگ لائو به عنوان حريفي براي او قلمداد نخواهد شد



Li Mei

نژاد :ساكنين دنياي بيرون
متحدين: Bo' Rai Cho , Shujinko , Kenshi , Raiden , Sub-Zero , Nightwolf , Ermac , Sindel , Jade
دشمنان:Quan Chi , Shang Tsung , Onaga , Moloch , Drahmin , Kano
سبك مبارزه :Baji Quan , Lui He Ba Fa , Mi Zong
اسلحه :Sai , Kunlun Dao
جهت گيري :خوب
لي مــِي يكي از اهالي دهكده اي بود كه در ان معبدي افسانه اي وجود داشت ، پس از انكه Kano به دستور Shang Tsung به دهكده حمله كرد ، لي مي توانست نظر Quan Chi را جلب كند كه اگر بتواند در سري مسابقات پيروز شود او را ازاد سازد . در طي اين مدت او با مبارز پيري كه در ميان هم وطنان اسيرش بود ، دوست شده بود . قهرمان خدايان Shujinko ، كه توسط Kano به اسارت كشيده شده بود . Shujinko پيشنهاد تعليم دادن لي مي را به او پيشنهاد كرد ، با وجود اينكه مي دانست او در اين مسابقات شانسي ندارد .

در پايان بازي MK:A وي با شكست دادن بليز ، قدرت او را به دست اورد ، اما هيچ كاري كه نداشت تا با ان بكند . بنابراين براي مجازات كردن Quan Chi و Shang Tsung به خاطر كشتن مردمانش روح انان را به Obelsik ، فرستاد ، جايي كه اندو مي بايست تا ابد با مبارزان بي پايان مي جنگيدند .


Liu Kang


نژاد: انسان ، زامبي ، روح
متحدين : Raiden , Kung Lao , Johnny Cage , Sonya Blade , Sub-Zero , Kitana , Jade , Jax , Nightwolf , Fujin , Ermac , Bo' Rai Cho , Kai , Shujinko , Cyrax , Stryker , Sindel
دشمنان : Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung , Goro , Kintaro , Reptile , Mileena , Reiko , Baraka , Tanya
سبك مبارزه : Jun Fan , Pao Chui , Jeet Kune Do , Choy Lay Fut , Monkey , Dragon
اسلحه :Dragon Sword , Nunchaku
جهت گيري :خوب


Mortal Kombat
لو كـِينگ ، از جنگجوهاي برجسته ي شائولين بود كه توسط معبد به مسابقه فرستاده شده بود تا Shang Tsung را شكست دهد. او قصد داشت تا Shang Tsung را شكست داده و سري مسابقات را به دست صاحبان اصليش يعني مبارزان شائولين بازگرداند . لو كينگ توسط استاد Bo' Rai Cho تعليم ديده بود ، كسي كه به او فن ضربه هاي پرنده را ياد داده بود . زماني كه به تورنومنت وارد شد به سرعت با Sonya Blade و Johnny Cage دوست شد . زماني كه لو كينگ به مسابقات وارد شد ، زماني بود كه دنياي بيرون 9 بار پشت سر هم برنده ي اين سري مسابقات بود . لو كينگ موفق شد به Goro برسد ت ابا او مبارزه كند . با شكست دادن Goro ، لو كينگ به قهرمان جديد سري مسابقات مورتال كامبت بدل گشت و با شنيدن اين خبر Shang Tsung قصد مبارزه با او را كرد و پس از مبارزه اي افسانه اي و طولاني در نهايت لو كينگ جادوگر را با ضربه ي پاي پرنده اش شكست داد .

Mortal Kombat II
پس از بازگشتن به خانه ، لو كينگ با اجساد برادران كشته شده اش كه توسط تاركاتان ها قصابي شده بودند مواجه شد . لو كينگ خشمگين تصميم گرفت كه همراه با برادر معنويش Kang Lao و Raiden ، Sub Zero ( برادر كوچتر Sub Zero ـي اصلي كه توسط Scorpion كشته شد . ) و Smoke به دنياي بيرون بازگزدند تا انتقام خود را بگيرند . قبل از ان لو كينگ به هاليوود رفت تا از Johnny Cage نيز كمك بخواهد .

از روي شانس ، لو كينگ دقيقا موقعي سر رسيد كه Cage توسط تعدادي از تاركاتان ها مورد حمله قرار گرفته بود . او به كمك Cage و رييس Snoya ، يعني Jax شتافت و پس از شكست دادن دشمنان با انها به دنياي بيرون رفت . در حين مسابقات ، او و Kung Lao با Kitana ملاقات كردند و لو كينگ ، عاشق Kitana شد . او كه هدف اصلي تورنومنت را ميدانست در هر حال در ان شركت كرد . با اين كه مشخص نيست او با چه كس هايي جنگيد اما در نهايت با Shao Kahn روبرو شد . به نظر مي ايد كه همچنين او با Shang Tsung روبرو شده باشد و او را با وجود جواني دوباره و قدرت هاي مخوفش شكست داده باشد ، همچنين با Kintaro نيز روبرو شده است . در هرحال Kahn كه تقريبا از لو كينگ شكست خورد به نيروهايش دستور داد تا به جنگجويان زميني حمله كنند ، تا انان را مجبور به عقب نشيني به زمين و اماده كردن خود براي حمله ي Kahn به زمين باشند .

Mortal Kombat 3/Ultimate Mortal Kombat 3/Mortal Kombat Trilogy
پس از بازگشت به زمين ، لو كينگ همراه با Kung Lao شروع به تعليم جنگجوهاي جوان و جديد نمودند ، اما زماني كه حمله ي Kahn اغاز شد اين كار نيمه كاره ماند . زماني كه Kahn نيرو هايش را فرستاد تا جنگجو هاي منتخب زمين را بكشند ، لو كينگ خود را هدف اصلي انان يافت . Kung Lao كه به مبارزه با Shao Kahn پرداخته بود با طلسمي پر قدرت تقريبا به كام مرگ كشيده شد . پس از ان لو كينگ خشمگين به مبارزه با Kahn پرداخت و با شكست دادن او ، ارتشش را مجبور به عقب نشيني به دنياي خود كرد و همچنين روح هايي كه Shao Kahn به اسارت گرفته بود را ازاد نمود . قبل از انكه دروازه هاي دنياهاي ديگر بسته شود ، لو كينگ از Kitana به خاطر زحماتش تشكر كرد .

Mortal Kombat 4/Mortal Kombat Gold
لو كينگ به امريكا رفت تا بتواند استعداد هاي جديدي را براي تعليم بيابد . در انجا با دوست قديميش Kai روبرو مي شود . انها با يك ديگر به چين بازميگردند و لو كينگ تصميم مي گيرد كه Kai را به عنوان يك جنگجوي شائولين تعليم دهد . هرچند اين ارامش به طول نيانجاميد زيرا Shinnok ، خداي از شكوه فرو افتاده از دنياي زيرين فرار كرد و گذرگاهي به جهان والا باز كرد . بافهميدن اينكه Kitana دستگير شده است ، لو كينگ خود را اماده كرد تا او را نجات دهد ، ولي ناموفق بود . او به زمين بازگشت تا به ناصح ـش Raiden كمك كند .

سرانجام ، لوكينگ با Shinnok روبرو شد و باز هم پيروز از ميدان بيرون امد . لو كينگ به معبد شائولين بازگشت ، با باور اينكه براي هميشه Kitana را از دست داده است . هرچند Kitana از طريق گذرگاهي از جهان والا نزد او امد و از او به خاطر زحماتش تشكر كرد و از او خواست تا با او ازدواج كند و حكومت جهان والا را در دست بگيرد ، هر چند او به عنوان قهرمان سري مسابقات مورتال كامبت وظيفه هايي داشت و مجبور بود تا به Kitana جواب منفي بدهد .

Mortal Kombat: Deadly Alliance
براي سالهاي متمادي ، لو كينگ از ارامش به وجود امده نهايت لذت را مي برد . هر چند ، روزي از روزها ، Shang Tsung ، خود را به شكل Kung Lao در اورد و زماني كه لو كينگ مشغول تمرين بود به او حمله كرد . Shang Tsung توسط لو كينگ به شدت زخمي شد تا اينكه Quan Chi به كمكش امد و زماني كه لو كينگ حواسش به جادوگر بود از پشت با طلسم به او حمله كرد . Tsung از فرصا به دست امده استفاده كرد و به سرعت گردن لو كينگ را قاپيده و با شكستن ان ، روح او را از بدنش بيرون كشيد . جسد بي جان لو كينگ توسط Kung Lao ، دوست قديمي و برادرش پيدا شد و در اكادمي Wu Shi دفن شد و معبدي به افتخار او در انجا ساخته شد .

Mortal Kombat: Deception
در طي حوادث اين بازي ، Raiden قدرت خداي گونه خود را بالاخره ازاد مي سازد تا Onaga را از بين برد و در عين حال Quan Chi و Shang Tsung را نيز بكشد . لو كينگ همه ي اين حوادث را از طريق چشم Shang Tsung شاهد بود ( روحش در بدن او حبس شده بود ) .با وجود اينكه مشخص نبود كه Quan Chi و Shang Tsung كشته شدند ، روح هزاران ادمي كه در بدن Tsung محبوس بودند ، همراه با روح لو كينگ ازاد گشته شد . از طرفي Raiden كه حال به خاطر استفاده ي بيش از حد از قدرتش به نوعي فاسد گشته بود ، جسد لو كينگ را به زندگي بازگرداند و او را به جان دوستانش در معبد شائولين انداخت تا همه را بكشد . روح لو كينگ تصميم گرفت تا در دنياي بيرون بماند تا به جنگ عليه Onaga كمك كند . در اين حين او ماجراي جسد به زندگي بازگشته اش را شنيد ، با اينكه مقصر او نبود اما مي خواست جلوي اين كار را بگيرد . از طرفي خبردار شد كه تمامي دوستان و متحدانش توسط Onaga به بردگي گرفته شدهاند . در انجا لو كينگ با نينجايي مرموز به نام Ermac اشنا شد و سعي كرد با كمك او ماموريت خود را به اتمام برساند . ابتدا دوستانش را از بند Onaga رها سازد و سپس جلوي جسدش را از صدمه زدن بيشتر به مردم بگيرد . در نهايت ، لو كينگ به كمك Ermac موقق به نجات دادن دوستانش شد و در انجا پس از سختي ها و مشقت هاي فراوان به كمك دوستانش بدنش را شكست داد و سعي در دوباره يكي شدن با جسمش كرد ....

Mavado

نژاد:انسان
متحدين : Shang Tsung , Quan Chi , Hsu Hao , Daegon
دشمنان : Jax , Sonya Blade , Johnny Cage , Kenshi , Kano , Kabal
سبك مبارزه : Long Fist , Wing Chun
اسلحه : Hookswords
جهت گيري : بد

تاثيرات حضور شخصيت مـَوَدو اولين بار در داستان بازي MK4 (هر چند بسيار كم ) مشاهده شد. پس از پايان اتفاقات بازي MK4 و مرگ Jarek به دست Jax و مرگ ظاهري Kabal به دست خود مودو ( و همچنين دزدين شمشير هاي Kabal به عنوان غنيمت ) و همچنين اتفاقاتي كه براي سرباز وفادار مودو ، Hsu Hao افتاد ، او توسط متحدين مرگبار در تماس قرار گرفت . هر دو جادوگر ، اژدهاي سرخ را افراد پر پتانسيلي ميدند كه مي توانستند در نابودي زمين به انها كمك كنند. موادو براي كشتن Kenshi استخدام شد ، در مقابل ان اجازه داشت تا با اخرين عضو گروه اژدهاي سياه يعني Kano ، كه در ان زمان ژنرال ارتش انها بود ، مبارزه كند . همچنين متحدين مرگبار از اژدهاي سرخ خواست تا مقر اصلي نيروهاي ويژه را از بين برد .

در طي بازي MK:DA مودو درگير انجام دادن اين ماموريت ها بود . او Hsu Hao را براي نابودي مقر نيروهاي ويژه فرستاد ، همچنين خود به دنبال Kenshi رفت و او را پيدا كرد و در مبارزه اي او را شكست داد . سپس اجازه پيدا كرد با دشمن اصليش Kano 'واجه شود ، هر چند او Kano را نكشت و او را دستگير كرد و با سربازانش او را به مقر اصلي اژدهاي سرخ برد . مدت كوتاهي قبل از شروع بازي MK:D ، Kabal از قملرو هرج و مرج ، با نيرويي خارق العاده بازگشت و به نظر مودو را كشت و شمشير هايش را باز پس گرفت .

در بازي MK:A مودو باز ميگردد ، هرچند او هنوز هم شمشير هايي همچون شمشير هاي Kabal در دست داشت اما مشخص بود كه اينها همان شمشير هاي معروف Kabal نيست . در پايان بازي MK:A او با شكست بليز قدرت كنترل مغز همه ي سربازانش را كه علامت اژدهاي سرخ روي بدنشان خالكوبي شده بود را به دست مياورد ، او با ارتشش همه ي دشمنانش را شكست ميدهد و اژدهاي سرخ را بر روي بدن انها داغ مي كند تا انها را برده ي خود كند و با استفاده از ارتش تازه اش دنيا را تسخير مي كند .

Mileena


پس از انكه Shao Kahn ، جهان والا را فتح كرد و ان را با دنياي بيرون يكي ساخت ، او تصميم گرفت دختر شاه سابق جهان والا ، Kitana ، را زنده بگذرارد و او را به عنوان دختر خود بزرگ كند . با وجود انكه دخترك وفادار به پدر جعليش بزرگ شد و از مرگ پدرش ه دست او هيچ خبر نداشت ، Kahn از اينكه او روزي حقيقت را بفهمد ترس داشت .

بنابراين ، امپراطور به جادوگرش Shang Tsung دستور داد تا يك كلون شيطاني ، وفادار و بي رحم از Kitana براي او بسازد تا بتواند جاي او را بگيرد . Shang Tsung با ژن هاي يك تاركاتان و Kitana موفق به رسيدن به هدفش شد . هر چند ، در حين خلق كلون در طي اشتباهاتي ، صورت كلون به وجود امده از بين رفت و دهانش شبيه به دهان تاركاتان ها شد . با وجود ظاهر زشتش ، او را به عنوان خواهر دوقلوي Kitana با نام مــِلينا معرفي كردند . در اصل ماموريت ملينا اين بود كه چشمش به Kitana باشد تا او بر عليه پدرشان عملي انجام ندهد .

ملينا و Kitana در كنار يكديگر به عنوان دستيار ها و قاتلان شخصي امپراطور پليد بزرگ شدند ، هر چند ملينا مخفيانه نسبت به "خواهرش " احساس حسودي شديدي ، به خاطر اينكه او فرزند محبوب Kahn بود داشت . همچنين از طرفي ملينا دوستي مخفيانه اي با يكي از سرباز هاي تاركاتان به نام Baraka تشكيل داده بود . همانطور كه Kahn انتظار داشت Kitana بالاخره از حقيقت باخبر شد ، هر چند نسبت به او ظاهرا وفادار ماند ، اما مخفيانه در حال خيانت كردن به او بود و منتظر فرصتي بود تا بتواند او را برانداز كند .

در حين حوادث MK II ، Shao Kahn نسبت به Kitana مشكوك شد و ملينا را مسئول مراقبت از كارهاي او كرد . پس از انكه مشخص شد Kitana در حال ارتباط با جنگجويان زميني است ، ملينا به او حمله برد ، اما Kitana ثابت كرد كه او جنگجوي شايسته تري از ملينا است و او را كشت . روح ملينا به دنياي زيرين ( Netherealm ، جهنم در دنياي مورتال كامبت ) رفت و اين دليل نفرت بيشتر او از خواهرش شد .

لعنت شده و سرگردان در دنياي زيرين ، ملينا بالاخره با Shinnok خداي از شكوه افتاده اشنا شد و توسط او در طي حوادث بازي MKT به زمين فرستاده شد تا جاسوسي حمله ي Shao Kahn به زمين را بنمايد . همچنين او اين قابليت را به دست اورده بود تا افكار Kitana را بخواند . پس از شكست خوردن Shao Kahn ملينا همراه با Noob Saibot (كه او هم براي جاسوسي فرستاده شده بود ) به دنياي زيرين باگشت .

در طي حوادث بازي MKG ملينا ، در حمله ي Shinnok به جهان والا به او كمك ميكرد . او كه منتظر فرصتي بود تا بتواند برتري خود را نسبت به خواهرش نشان دهد ، به او اجازه داد از زندان فرار كند . هر چند دوباره شكست خورد ! پس از شكست Shinnok ، مليناي شكست خورده توسط Kitana به زنداني در اعماق جهان والا فرستاده شد ، به اميد انكه روزي شخصيتش تغيير كند .

ملينا مدت هاي مديدي را در زندان به سر برد تا اينكه ، پادشاه اژدهايان ، Onaga ، در طي حوادث بازي MK:D به زندگي بازگشت و حمله ـش را به جهان والا اغاز كرد . ملينا توسط Baraka از زندان ازاد شد و به Onaga ملحق شد و به او دستور داده شد تا خود را به جاي Kitana جا بزند و ارتش جهان والا را از درون تضعيف كند تا Onaga قدرتش را جمع كند . ملينا اين كار را قبول كرد و به ان به چشم انتقام كوچكي عليه خواهرش نگاه كرد . هر چند ، پس از به دست اوردن ارتش ، او شروع به خيانت كردن كرد و ارتش را به كنترل خودش براي اهداف خودش كرد .

در MK:A ، ملينا توسط ارتشش قلعه ي Shao Kahn را تسخير كرده و "به نام صلح " از ان براي مقصود خويش استفاده مي كرد . در عين حال او همه ي اينها را زير نام Kitana انجام ميداد ، او قصد داشت به قدري اين كار را انجام دهد تا ارتش به اندازه ي كافي روح و شخصيتشان سقوط كنند كه از او حتي با هويت واقعيش هم پيروي كنند . از طرفي ، دنياي بيرون براي اولين در اختيار او بود تا بتواند بر ان حكومت كند ، همچنين او دريافت كه Shao Kahn همراه با دو دستيارش Goro و Shang Tsung ، در حال اماده سازي براي حمله به قلعه هستند تا امپراطوري را به Kahn بازگردانند .

در ابتدا ، ملينا در تالار تاج گذاري پنهان شد و به جادوگران دستور داد تا بر روي در تالار طلسم هاي دفاعي كار بگذارند . جادوي انان با وجود قدرت زيادشان ، در مقابل قدرت Shao Kahn دوام نياورد و خيلي زود ملينا با پدرش روبرو شد !! جادوگران خود را بين Kahn و ملينا مي اندازند تا از " پرنسس " ـشان دفاع كرده باشند ، پس از كشته شدن انها ملينا با رو كردن هويت واقعيش به Kahn ، تسليم مي شود .

Kahn با تسليم شدن ملينا او را مي پذيرد و به او دستور مي دهد تا Shujinko را پيدا كرده و دستگير كند .پس از دستگيري Shujinko و استفاد از او ، ملينا كه طعم قدرت را چشيده بود ، به اين نتيجه رسيد كه او براي سرنوشت عظيم تري گماشته شده و با وجود خارج از دست رس بودن دنياي بيرون براي او تصميم گرفت بر جهان والا حكومت كند ...

در پايان بازي MK:A او با كشتن بليز ، با خواهرش براي مدت كوتاهي به صورت فيزيكي يكي مي شوند ، زماني كه از هم جدا مي شوند ، ملينا مي فهمد كه او زيبايي Kitana را به دست اورده است در حالي كه Kitana نفرين ملينا ، يعني دهان تاركاتان ها را دارا شده است . ملينا حال مي توانست جاي خود را به عنوان پرنسس جهان والا ثابت كند . او بر جهان والا حكومت مي كند و خواهرش را در سرداب هاي قصر زنداني مي كند ، جايي كه در نهايت Kitana در انجا به جنون مي رسد .


Motaro


نژاد : منياتور ( در اصل سنتائور )
متحدين :Shao Kahn , Shang Tsung , Baraka
دشمنان :Raiden , Goro , Kintaro , Sheeva , Sindel , Liu Kang , Sonya Blade , Jax
سبك مبارزه : Horse
اسلحه :ندارد
جهت گيري : بد

در دنياي بيرون ، نژاد ِ موتارو ، يعني سنتائور ها جنگ عظيمي عليه شوكان ها تشكيل داده اند . امپراطور دنياي بيرون ، Shao Kahn ، از نژاد سنتائور ها خوشش مي ايد و تصميم ميگيرد از انها در حمله ـش عليه زميني ها استفاده كند ، بنابراين موتارو را به عنوان رهبر نيروهاي مهاجم معرفي كرد .

از طرفي پس از شكست سخت Kano از Sonya Blade كه منجر به پرت شدنش از ساختمان بسيار بلندي به پايين شد ، موتارو ، Kano ـي به شدت زخمي را پيدا كرد و زخمهايش را مرهم بخشيد و او را به قصر Shao Kahn بازگرداند . پس از بهبودي كامل Kano ، موتارو او را به زندان انداخت تا بعدا توسط Shao Kahn به خاطر شكستش از Sonya مجازات شود . در همين اثنا ، موتارو توسط Sheeva مورد حمله قرار گرفته و ظاهرا كشته شد . هر چند او جان سالم به در برد و طي حوادث MK:A بازگشت . در ان زمان ، نسل سنتائور ها توسط شوكان ها طلسم شده و انها را تبديل به مينياتور( گاوهايي كه به روي دو پا راه مي روند) كرده و به بردگي كشيده شده بودند . اين موقعيت به او دليل اصلي نفرت او از شوكان ها را داد . موتارو قسم خورد كه كاري ميكند كه شوكان ها بهاي اين كارشان را پرداخت كنند .

در پايان بازي MK:A ، او بليز را شكست مي دهد و قدرتش را در بدنش حس مي كند .پس از تمام شدن قدرت بليز ، موتارو دوباره خود را بر روي چهار پا حس مي كند و مي فهمد كه طلسم شوكان ها از روي انان برداشته شده است ، او حالا با هم نژادانش به جنگ با شوكان ها مي رود تا انها را به خاطر اين كارشان مجازات كند .

Nightwolf

نژاد :انسان
متحدين : Liu Kang , Kung Lao , Shujinko , Raiden , Johnny Cage , Ermac , Sonya Blade , Stryker , Sub-Zero , Jax , Kitana , Cyrax , Li Mei , Kenshi , Jade , Bo' Rai Cho , Sindel
دشمنان : Onaga , Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung
سبك مبارزه : Val Tudo , Tae Kwon Do
اسلحه :Tomahawks
جهت گيري : خوب



نايت وُلف يا گرگ شب ، يكي از بومي هاي امريكا بود كه براي اولين بار در بازي سوم معرفي شد . همچنين او را به عنوان يك شَمَن ( نوعي جادوگر بومي ) و تاريخشناس ، معرفي كردند.

نايت ولف از قبل توسط Raiden آز حمله ي دنياي بيرون به زمين خبر دار شد . بنا بر همين ، او از قبل خود را تمام و كمال اماده ي جنگ كرده بود . او در برابر ارتش كان توسط جادو هاي كهن مردمش ، از سرزمينش دفاع كرد و خيلي زود به جمع جنگجويان منتخب زمين پيوست . سپس انها با يك ديگر به جنگ Shao Kahn و نوكرانش رفتند و در نهايت پيروز شدند .

نايت ولف در بازي MK:D بازگشت . در پي اتفاقات بازي MK:D ، نايت ولف هر شب در روياهايش خواب بازگشت Onaga را به چشم ميديد . اين روياها بسيار واضح و شفاف بودند و نايت ولف انها را هشدار مي پنداشت . او ميدانست كه قرار است از ميان خاكستر ها خطر و تهديدي جديد براي انان به وجود بيايد و در جايي كه ديد Reptile تبديل به Onaga شد ، پيش بيني هايش به حقيقت پيوست.

تنها روش كشتن Onaga ،روشي بود كه نايت ولف از پدرانش اموخته بود. اين روش " گناه خوار" ـي ناميده مي شد . هر چند انجام اين كار بسيار براي او و اطرافيانش خطرناك بود . اگر او اين كار را انجام ميداد همه ي اطرافيانش حتي دوستانش صدمه مي ديدند . بنابراين او تصميم گرفت به تنهايي Onaga را نابود كند و دوستانش را از خطر دور نگاه دارد . او به عنوان گناه خوار بايد به دنياي زيرين ميرفت و روح Onaga را به انجا كشانده و با استفاده از قدرت گناهان پيشينيانش Onaga را از بين ببرد .

بعد از انكه Shujinko ، توانست Onaga را در دنياي بيرون شكست دهد ، نايت ولف فرصت ان را يافت تا نقشه اش را عملي كند . كار او موفقانه انجام شد و توانست جسم Reptile را از روح Onaga جدا سازد و Onaga را براي هميشه در دنياي زيرين زنداني سازد . در نهايت نايت ولف به كمك شاگرد سابقش Shjinko توانست دنيا را از تهديد Onaga نجات دهد .

پس از تمام كردن ماموريتش ، با كمك ارواح راهنمايش كه تعدادي گرگ بودند به زمين بازگشت . در انجا روياهايي حاكي از اين كه نبرد بزرگي در راه است و تمامي جنگجويان مختلف راهي انجا هستند ، مي بيند . زماني كه با Johnny Cage در اين مورد مشورت مي كند و تصميم ميگيرد به او عليه Shinnok كمك كند ، روياهايش حقيقت ميگيرند .نايت ولف Kitana و روح Liu Kang را ملاقات مي كند . در انجا Kitana از نايت ولف مي خواهد راهي بيابد تا Liu Kang بتواند به بدنش بازگردد . با وجو انكه هنوز به خاطر استفاده از " گناه خوار" ـي ضعيف بود ولي او قبول كرد كه به Liu Kang كمك كند .

در پايان بازي MK:A او با شكست دادن بليز و گرفتن قدرتش ، به دنياي ارواح متصل مي شود و در انجا تبديل به قدرت غايي مي رسد ، يك روح زنده ، يك موجود فناناپذير . او روح Liu Kang را پيدا كرده و كمكش مي كند كه به بدنش بازگردد و دوباره انسان شود .


Nitara


نژاد : خون اشام
متحدين :Cyrax
دشمنان :Shao Kahn , Reptile , Ashrah
سبك مبارزه : Leopard , Fu Jow Pai
اسلحه :Kama
جهت گيري : بي طرف

نيتارا خون اشامي بود تمام وقت خود را صرف پيدا كردن گويي باستاني كرده بود كه مي توانست سرزمين خود را از دنياي بيرون جدا سازد . و يه همين دليل بيشتر عمر خود را در دنياي بيرون به سر مي برد . هر چند او توانست ان گوي را پيدا كند اما ان گوي زير ميليون ها تن مواد مذاب بود و نيتارا به ان دسترسي نداشت . تا اينكه Cyrax را پيدا كرد . او مي توانست با بدن فلزي خود داخل مواد مذاب برود و گوي را براي او پيدا كند و بدون اينكه صدمه ببيند بازگردد .

اما او فهميد بايد براي اين خدمتش چيز ارزشمندي را به Cyrax بدهد . بنابراين او نزد Reptile رفت و با دادن شمشير گرانقدر به Reptile و نشان دادن محل اصلي قدرت نظامي Kitana به او توجه او را جلب كرد . پس از انكه Reptile فهميد Kahn 'رده است ، نيتارا از او خواست تا به او خدمت كند و او كه از مهرباني نيتارا به شدت خوشحال بود با رضايت قبول كرد . نيتارا به او دستور داد تا به Cyrax حمله كند و به او توضيح داد كه چگونه كنسول روي دست Cyrax را از بين ببرد . كنسولي كه نيتارا ميدانست Cyrax از ان جهت سفر بين دنيا هاي مختلف استفاده مي كند .

Reptile به Cyrax حمله كرد و همانگونه كه نيتارا دستور داده بود كنسول روي دست او را شكاند و فرار كرد . مدتي بعد نيتارا خود را به Cyrax معرفي نمود و به او گفت كه مي تواند به وسيله ي الماسهايش او را به خانه اش بازگرداند اما به شرط انكه گوي را براي او بياورد . Cyrax با نداشتن چاره اي ديگر مجبور به قبول كردن و اعتماد به نيتارا شد و گوي را براي نيتارا به دست اورد . نيتارا همان گونه كه قول داده بود Cyrax را به خانه فرستاد . نيتارا با داشتن گوي پيروزي بزرگي را به دست اورده بود ، او به سرعت گوي را شكاند و توانست با اين كار سرزمين ابا و اجدادي خون اشام ها را از دنياي بيرون جدا ساخت . قدرت ناشي از شكستن گوي باعث بيهوشي او شد ولي وقتي به هوش امد در خانه بود .

در حين حوادث MK:A ، مردم قبيله ي نيتارا توسط شخصي مورد حمله قرار مي گيرند و توسط شمشير عجيب به شدت زخمي مي شوند به طوري كه به سختي زخم هايشان ترميم مي شوند . نيتارا توسط بزرگان قبيله به دنبال مهاجم فرستاده مي شود و با شيطاني به نام Ashrah روبرو مي شود . صاحب شمشيري كه مردم قبيله ي نيتارا ان را Datusha مي خوانند . صاحب اين شمشير Ashrah خيال مي كرد با كشتن خون اشام ها روح خود را پاكي مي بخشد . براي حفاظت از مردمش ، نيتارا Ashrah را شكست مي دهد و به سفر خود ادامه مي دهد .

در پايان MK:A ، با كشتن بليز نيتارا تبديل به خداي خون مي شود . سپس او با اين قدرتش تمامي مبارزان را ، چه خوب و چه بد ، به برده هاي خون اشام خود تبديل مي كند و سپس با ارتشش دنيا را فتح مي كند .


Noob Saibot

نژاد : شبح ( سابقا سايرومنسر)
متحدين : Shinnok , Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung , Onaga , Smoke , Sektor , Frost , Reptile , Baraka , Mileena
دشمنان : Raiden , Fujin , Sub-Zero , Sareena , Scorpion , Liu Kang , Sonya Blade , Jax , Kung Lao , Goro
سبك مبارزه : Hapkido , Pi Gua , Monkey
اسلحه :Scythe , Ninja Sword , Troll Hammer
جهت گيري : بد



در اعماق تاريك ترين دنيا ها ، دنياي زيرين ، نوب سايبوت ، متولد شد ، او زاده ي شيطان بود . قبل از انكه او تبديل به شبح كنوني شود ، با نام Sub-Zero مي شناختندش ، يكي از قدرتمند ترين نينجا هاي قبيله ي لين كويي .

زماني كه او در اولين بازي سري MK به دستان Scorpion كشته شد ، روحش كه به خاطر سالها خشونت و ادم كشي ، فاسد و تاريك شده بود ، بنابراين به طبقه ي پنجم دنياي زيرين ( جهنم) رفت . در انجا ، شيطان درون او ازاد شد ، او را از غرورش ، دلسوزي و هر چيزي كه از او انسان مي ساخت ، عريان نمود . او نه تنها قصد ماندن در دنياي زيرين را داشت بلكه قصد داشت انجا را فتح كند و بر ان حكومت كند . با وجود انكه در طول داستان او را زير دست Shinnok و Shao Kahn مي بينم اما تنها متحد غايي او خودش است و بس .

نام اصلي سايبوت ، قبل از مرگش مشخص نيست .


Mortal Kombat Mythologies: Sub-Zero
در زمان زندگي ، زماني كه سايبوت ، Sub-Zero بود ، او به عنوان قدرتمندين دزد و قاتل لين كويي شناخته مي شد. روزي او و قبيله اش توسط جادوگري به نام Quan Chi به خدمت گرفته شدند تا كتيبه اي را از معبد شائولين بدزدند . هر چند ، Quan Chi ، همچنين يك نينجاي ژاپني با نام هانزو هاساشي با كد اسم Scorpion ، از قبيله ي شيراي ريو ،رقيب باستاني قبيله ي لين كويي ، را استخدام كرد تا همان ماموريت را در صورت شكست لين كويي انجام دهد .

Sub-Zero راهبان بسياري را از بين برد و نگهبانان معبد را كشت و در نهايت زماني كه به تالاري كه كتيبه انجا بود رسيد با Scorpion روبرو شد . جنگ خونيني براي به دست اوردن كتيبه بين انها شكل گرفت و در نهايت Sub-Zero با كشتن Scorpion پيروز شد و از انجا فرار كرد .

Sub-Zero همراه با كتيبه به كوهستان لين كويي بازگشت . در انجا Quan Chi با تقدير از او قول اينكه او را روزي استاد بزرگ لين كويي خواهد كرد را به او داد. همچنين Quan Chi از او به خاطر كشتن اخرين عضو قبيله ي شيراي ريو تشكر كرد . او در انجا براي Sub-Zero رو كرد كه در اصل او بود كه Scorpion را استخدام كرده بود . اين موضوع اصلا به مذاق Sub-Zero خوش نيامد .

Quan Chi فاش كرد كه ان كتيبه در اصل نقشه اي به معبد افسانه اي عناصر است . كه در ان معبد گردنبندي افسانه اي كه قدرت هاي بسيار زياد و عجيبي داشت وجود دارد . Quan Chi كه توسط خدايان زمين از ورود به معبد منع شده بود ، Sub-Zero را به داخل معبد فرستاد تا گردن بند را براي او بدزدد. از همان لحظه اي كه Sub-Zero داخل معبد شد با تله ها و محافظين خطرناك بسياري روبرو شد .همچنين معبد توسط چهار تن از نگهبانان عناصر ، محافظت مي شد ، كه Fujin كه در بازي هاي آتي نقش مهمي را ايفا مي كرد ، در ميان محافظان بود . Sub-Zero با اينكه همانند هميشه خونسرد و بي احساس به نظر مي رسيد اما مي دانست در مقابل بهترين جنگجويان زمين قرار گرفته است . اما با اين حال نه تله هاي معبد و نه محافظان قادر به بازداري Sub-Zero از حركتش نمي شدند . با از بين رفتن اخرين نگهبان عنصر ، تالار اصلي كه گردنبند در ان بود نمايان شد ، همچنين نفريني كه مانع از ورود Quan Chi مي شد ، از ميان رفت . در همان موقع كه Sub-Zero مي خوسات گردنبند را بردارد ، Quan Chi به سرعت سر رسيد و با زودتر برداشتن گردنبد از اين كار جلوگيري كرد . او طبيعت اصلي گردنبند را براي Sub-Zero اشكار كرد ، آن گردنبند ، ازان ِ Shinnok بود ، خداي باستاني از شكوه افتاده اي كه ميليون هاي سال پي توسط خدايان ديگر به دنياي زيرين طرد شده بود ، زيرا حرص و طمع فتح تمامي دنيا ها و مخلوقين را در سر مي پروراند . اين گردنبند مي توانست قدرت Shinnok را به طور كامل بازگرداند تا او بتواند دوباره حمله ي خود را به دنياها اغاز كند .

Quan Chi ناپديد شد و Sub-Zero در وسط تالار تنها ماند . لحظاتي بد ، خداوند رعد ، Raiden سر رسيد . خشمگين و ناراحت از طمع Sub-Zero و قبيله اش و اينكه قوانين او را زير پا گذاشته اند ، به Sub-Zero دستور داد تا گردنبند را به سرعت پس بگيرد ،زيرا گردنبند حال در دنياي زيرين بود ، جايي كه Raiden در انجا قدرتي نداشت و با باز كردن گذرگاهي Sub-Zero را به دنياي زيرين فرستاد .

Sub-Zero به محض ورودش در زندان ارواح Quan Chi گير افتاد . در انجا او با روح نامرده ي دشمن قسم خورده اش ، Scorpion ، كه Sub-Zero را به خاطر كشتن اون و تمام خاندانش سرزنش مي كرد روبرو شد . با وجود انكه Scorpion يكبار مرده بود و ديگر نمي توانست بميرد اما باز هم از Sub-Zero شكست خورد و مجبور به عقب نشيني شد . Sub-Zero فرار كرد و با نوكران Quan Chi يعني Jataaka , Kia و Sareena جنگيد . او Jataaka و Kia را كشت اما به طرز مرموزي از كشتن Sareena صرف نظر كرد . در نهايت با گرفتن كليد عبور از سه زير دست ، او توانست به قلعه ي Quan Chi راه پيدا كند و با جادوگر فريبگر روبرو شود .

Quan Chi براي Sub-Zero توضيح داد كه تنها دليل استخدام او ، سنگ دلي و خونسردي او و وجود تاريكي و تباهي درون Sub-Zero بود . Sub-Zero با Quan Chi مبارزه كرد و تقريبا در حال شكست خوردن بود كه ناگهان Sareena از راه رسيد و به Sub-Zero در شكست دادن استادش كمك كرد . Sareena در حال التماس كردن از Sub-Zero بود كه ، او را همراه خود از دنياي زيرين ببرد كه به دست Shinnok كشته شد ، كه حال قدرتش را توسط گردنبندش به دست اورده بود . پس از نبرد كوتاهي Sub-Zero موفق شد گردنبند را از Shinnok بگيرد ، در همان موقع Shinnok تبديل به شيطاني عظيم الجثه و كريه شد . مشخص نيست كه Sub-Zero با ان شيطان جنگيد يا نه ، اما در اخر توسط گذرگاهي كه Raiden ساخته بود از دنياي زيرين فرار كرد و گردنبند را به خداي رعد پس داد .

زماني كه Sub-Zero در مورد حرفهاي Quan Chi مبني بر سياه دل بودن او از Raiden پرسيد ، او اينگونه جواب داد كه همه چيز در دستان خود اوست تا اينده ي خويش را رقم بزند ، هرچند Raiden با خود پيش بيني ميكرد كه Sub-Zero پس از مرگ به طبقه ي پنجم جهنم ( دنياي زيرين ) سقوط مي كند .

Mortal Kombat
پس از بازگشتش به مقر لين كويي ، خبر دار شد كه توسط Shang Tsung به سري مسابقات مورتال كامبت دعوت شده است .قبيله از قبل پاسخ مثبت Sub-Zero را براي Tsung فرستاده بود و اينگونه Sub-Zero به قصد كشتن Tsung وارد مسابقات شد .

تا به امروز ، سرنوشت Sub-Zero به طور كلي نامعلوم بود . به حساب Raiden ، Scorpion در مسابقات شركت مي كرد و بر قسم خود مبني بر گرفتن انتقام از Sub-Zero پا برجاي مي ماند . مدتي پس از شكست خوردن Goro و Tsung از مبارز شائولين Liu Kang زماني كه جزيره در هرج و مرج به سر ميبرد ، Scorpion و Sub-Zero روبروي هم قرار گرفتند و Scorpion آز دشمنش خواست تا پاي مرگ با او بجنگد . قدرت ناشي از خشم ، در نهايت بر Sub-Zero غلبه كرد و او توسط Scorpion كشته شد .

Mortal Kombat II
بنابر پيشبيني Raiden ، Sub-Zero به طبقه ي پنجم دنياي زيرين فرستاده شد ، جايي كه شيطان درونش رشد كرد . جايي كه با نام نوب سايبوت شناخته مي شد .

سايبوت به سرعت به عضويت انجمن برادري سايه ها در امد . حال او با دشمن سابقش Shinnok پيمان وفاداري بسته بود . اولين ماموريت او از طرف ارباب جديدش اين بود كه وضعيتي از احوال زمين و دنياي بيرون را براي Shinnok در يابد . بنابراين او در طول كل تورنومنت MK در سايه ها باقي ماند و وفادارانه ، موقعيت را براي خداي از شكوه افتاده بررسي كرد .

Mortal Kombat 3/Ultimate Mortal Kombat 3/Mortal Kombat Trilogy
با دستور Shinnok ، سايبوت با Shao Kahn متحد شد تا در حمله ي او به زمين به او كمك كند . مشخص نيست كه نقش او در اين جنگ چه بود .

Mortal Kombat 4/Mortal Kombat Gold
با شكست خوردن Kahn ، Shinnok فرصت را براي قيام خودش محيا يافت و با كمك Quan Chi از دنياي زيرين فرار كرد و جهان والا را فتح كرد . سايبوت حالا مستقيما تحت دستور اربابش كار مي كرد . اما با وجود نقشه محتاطانه ي Shinnok ، نيروهاي او بار ديگر توسط Raiden و يارانش شكست خوردند و انجمن برادري سايه ها از بين رفت . با از بين رفتن Shinnok ، سايبوت به خدمت Kahn در امد .

در پي جنگ عظيمي كه Kahn و Kitana رهبري نيروها را بر عهده داشتند ، او به Goro حمله كرد و او را به شدت زخمي نمود.

Mortal Kombat: Deception
با كشته شدن ظاهري Kahn به دست متحدين مرگبار و نابود شدن Shinnok ، سايبوت وضعيت خود را از يك عروسك به يك مهره تبديل كرد و تصميم گرفت علايق و سلايق خود را دنبال كند . او تصميم گرفت تا لژيون قاتلين مخصوص به خود را بسازد . در حال گشتن در قلعه نقريبا خالي از سكنه ي Kahn آو توانست بدن Smoke را پيدا كند . با دوباره برنامه ريزي كردن سايبرگ توانست او را نسبت به خود وفادار سازد ، او Smoke را دوباره به كار انداخته بود و حال تصميم داشت ارتش شياطين سايبري خود را با كمك نمونه و نقشه هاي بدن Smoke بسازد . تيم ان دو Noob-Smoke شناخته مي شد .

او و Smoke توسط برادرش Sub-Zero و Sareena ديده شدند كه در حال خارج شدن از قلعه ي Kahn هستند ، سايبوت و Smoke به دنياي زيرين رفتند و در انجا ناپديد شدند .Sub-Zero به دنبال اندو به دنياي زيرين رفت .هر چند سايبوت و Skome مي دانستند انها در حال تقيب شدن هستند و به Sub-Zero حمله كردند . ه نظر مي امد ، استاد بزرگ لين كويي در مقابل اندو شكست خورد و نابود شده است تا اينكه Sareena سر رسيد . مدتي بعد بود كه Sub-Zero تازه فهميد نوب سايبوت برادر بزرگترش است .

Mortal Kombat: Armageddon
سايبوت و Smoke ديگر با يكديگر تيم نيستند و سايبوت تنهايي به لين كويي حمله كرد تا قبيله را به دست بگيرد و برادرش را بكشد اما Taven از اين كار جلوگيري كرد و حال وقا ان بود كه Sub-Zero روي رح برادرش كار كند و شرافت سابقش را به ان بازگرداند .

Mortal Kombat 2011
در اين بازي Sub-Zero ـش قرار است Sub-Zero ـي اصلي باشي . بنا بر بيوگرافي ـش او همان كسيست كه Scorpion كشت و حال به دنبال انتقامش از Scorpion است .

Onaga


The Dragon King

نژاد: اژدها
متحدين : Reptile , Baraka , Hotaru , Tanya , Mileena , Reiko

دشمنان:Shao Kahn , Elder Gods , Raiden , Fujin , Shujinko, Bo' Rai Cho, Scorpion, Sub-Zero, Ermac, Cyrax, Liu Kang, Kung Lao, Kitana, Sindel, Jade, Sonya Blade , Ashrah
Li Mei , Taven ,

سبك مبارزه : Dragon
اسلحه : ندارد
جهت گيري:بد

يك ميليون سال پيش ، اوناگا ، كه با نام پادشاه اژدهايان شناخته مي شد ، حاكم دنياي بيرون بود . او كه به دنبال جاودانگي بود، دستور داد تا اخرين تخم اژدها را تحت محافظت ويژه قرار دهند به اميد انكه به او در اين امر ياري رساند . به هر حال قبل از كامل كردن نقشه اش او توسط Shao Kahn يكي از ژنرال هاي ارتشش ، مسموم شد و حكومت را از دست داد . ارتشش تقريبا از كار افتاد ، زيرا تنها در زماني ارتش او قادر به كار بود كه خود اوناگا بر انها كنترل داشت ، همچنين اين ارتش ، ارتش جاودان ناميده مي شد ، زيرا اوناگا بر مرگ غلبه داشت و مي توانست مرده ها را زنده كند . بنابراين در جنگ ها او افراد كشته شده در سپاهش را زنده مي كرد و ارتشش واقعا ارتشي جاودان بود . در طول يك ميليون سالي كه گذشت ، اوناگا كاملا از ياد هد فراموش شد .

تقريبا مدتي قبل از شكست Goro از Liu Kang ، اوناگا با Shujinko ، از دنياي مردگان از طريق بدني با نام Damashi ارتباط برقرار كرد و سعي كرد به كمك او به زندگي بازگردد . Shujinko توانست محل تخم اژدها را كه در مواد مذاب نگاه داري مي شد را يافته و مرداني را بر مراقبت از انها بگمارد . در طي حوادث بازي دوم انها ، بليز را به بردگي كشيده و از او خواستند تا از تخم مراقبت كند تا ، موجود درون ان متولد شود .

مدتي بعد ، Quan Chi و Shang Tsung ، متحدين مرگبار تصميم گرفتند تا با قدرت هايشان ارتش جاويدان را دوباره زنده كنند . انها قصد داشتند تا با قدرت اين ارتش دنياي بيرون و دنياهاي ديگر را فتح كنند . Raiden به كمك ديگر دوستانش سعي كرد جلوي انان را بگيرد ولي در نهايت شكست خورد . تمامي همرزمان او در نبرد با متحدين مرگبار شكست خوردند . هر چند پيروزي انها كوتاه مدت بود . Nitara ـي خون اشام به كمك Reptile به تالار كه تخم اژدها در ان بود دست پيدا كرد. ان تالار جايي بود كه گوي باستاني كه خون اشام به دنبالش بود در ان ارميده بود . پس از نابود كردن ان گوي كه موجب جدا شدن دنياي بيرون از دنياي خون اشام ها شد ، Nitara انجا را ترك كرد . اما Reptile كه احساس ميكرد به او خيانت شده تقريبا همان موقع كه Nitara در حال ترك كردن انجا به قصد دنياي خويش بود به انجا رسيد . در همان لحظه تخم اژدها شكست و انرژي فراواني را به بدن Reptile ساطع كرد ، كه همين اتفاق موجب بازگشت اوناگا شد . پادشاه اژدهايان ، از بدن Reptile به عنوان ميزبان استفاده كرد و توانست به زندگي بازگردد.

دقيقا در لحظه اي كه Quan Chi موفق شد ارتش را به زندگي بازگرداند و همراه شريكش در نبرد پيروز شد ، اوناگا بازگشت . حتي قدرت تركيب شده ي سه مبارز پرقدرت يعني Quan Chi , Shang Tsung و Raiden هم نتوانست در مقابل اوناگا قرار بگيرد و هر سه شكست خوردند . Raiden تصميم گرفت تا از اخرين طلسمش جهت كشتن اوناگا استفاده كند ، او تصميم گرفت تا خود را بكشد تا قدرت خداي گونه اش را ازاد سازد ، اما اين كار فقط ارتش اوناگا و دو جادوگر خبيث را از بين برد و خود اژدها نسبت به همه ي جادو ها مصون بود و بدون هيچ مشكلي جان سالم بدر برد و حال او گردنبند Quan Chi را صاحب شده بود .

در اين زمان ، Shujinko كه تازه فهميده بود توسط اوناگا گول خورده است ، در سرتاسر دنيا شروع به گشتن كرد تا بر ضد اوناگا متحد يابد.پس از مدت كوتاهي كه اوناگا تقريبا موفق به بازيابي قدرتش شده بود ، Shujinko تعداد بسياري از جنگجو ها را در جلوي قلعه ي او گرد اورده بود تا به او حمله كند . Shujinko شش كاميدوگو يي را كه موجب شكست ناپذيري اوناگا بود را از بين برد و راه را براي كشتن او بازكرد . اما درست در لحظه اي كه او به اوناگا حمله برد ، روح او از بدن Reptile جدا شد و به سمت دنياي زيرين كشيده شد . جايي كه Nightwolf در انجا جدوي خود را به كار برده بود . او مدت زيادي در انجا ماند تا اينكه با Shinnok كه همانند او در انجا گير افتاده بود اشنا شد . خداي از شكوه افتاده ، به اوناگا قول داد تا تاج و تختش را به او بازگرداند در صورتي كه او را در به قدرت رسيدن دوباره اش كمك كند و اوناگا قبول كرد .

Shinnok در مورد بليز و قدرتي كه از شكست دادن او نصيبش مي شد توضيح داد . او به اوناگا پيشنهاد داد تا با Quan Chi , Shang Tsung و Shao Kahn متحد شود تا شانس بردنش بيشتر شود . اوناگا به خداي سابق شك داشت و ميدانست او چيز ديگري در استين دارد . اما راه ديگري نداشت تا از دنياي زيرين بگريزد . با راضي شدنش ، خداي سابق براي او گذرگاهي باز كرد و او را به دنياي يرن فرستاد . جايي كه دو جادوگر و امپراطور شرور حال در انجا منتظر او بودند و با او متحد شدند . او تصميم گرفت تا بليز را شكست دهد و هر كس سر راهش مي ايستد را نابود كند .

در پايان بازي MK:A پس از شكست بليز ، اوناگا صاحب قدرت بي پايان و نامحدود مي شود . او به سرت خشمش را متوجه كسي مي كند كه بيش از همه از او نفرت داشت : Shao Kahn . سالها پيش او تاج و تخت را از اوناگا دزديده بود . حال او ميخواست سزاي خيانتش را بپردازد . Shao Kahn تا حد مرگ توسط اوناگا كتك خورد و دستور داد تا Quan Chi و Shang Tsung آو را به دخمه هاي قصر سابقش ببرند و او را شكنجه كنند ، در حالي كه اوناگا دوباره قدرتش را باز پس گرفته بود .....


Admin
Admin

تعداد پستها : 18
تاريخ التسجيل : 2011-12-09

خواندن مشخصات فردي http://p30forum.6forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

ادامه بیوگرافی بازیکنان مورتال کمبات

پست  Admin في الجمعة ديسمبر 09, 2011 2:16 pm


Quan Chi


متحدين : Shinnok , Shao Kahn , Shang Tsung , Onaga , Reptile , Rain , Noob Saibot , Smoke , Baraka , Mileena , Tanya , Moloch , Drahmin , Kintaro , Daegon
Mavado , Hsu Hao , Black Dragon , Lex Luthor
,
دشمنان: Elder Gods , Raiden , Fujin , Scorpion , Sub-Zero , Ermac , Cyrax , Bo' Rai Cho , Nightwolf , Johnny Cage , Jax , Kai , Kenshi , Shujinko , Taven , Liu Kang , Kung Lao , Sonya Blade , Kitana , Ashrah , Li Mei , Frost , Sareena , Reiko

سبك مبارزه : Tang Soo Do , Escrima
اسلحه:Spiked Mace , Broadswords
جهت گيري :بد



جزييات گذشته ي كوان چي همواره نا مشخص مانده است . تنها مي دانيم كه او زماني يكي از شياطين پست و خوار دنياي زيرين بود كه توانست تغيير شكل دهد و جادوگري را بياموزد . او توانست قدرت اين را بدست بياورد كه ازادانه در دنياها بدون انكه خدايان با خبر شوند سفر كند . او مدت بسياري را صرف يادگيري جادو هاي قدرتمند از دنياهاي مختلف كرد . در حين گشت و گذارش در دنياي زيرين او با Shinnok اشنا شد ، كه در حال شكنجه توسط ارباب دنياي زيرين لوسيفر (شيطان) بود . در مقابل دريافت قدرت و مقامي در جايگاه Shinnok ، او ، تصميم گرفت تا به او كمك كند تا شكنجه گرش را از تاج و تخت برانداخته و خداي از شكوه افتاده را بر تخت بنشاند . با به قدرت رسيدن Shinnko ، او همانند انچه گفته بود قدرت خارق العاده اي را به كوان چي اهدا كرد و او را تبديل به بزرگترين جادوگر در سرتاسر دنياي زيرين نمود . زماني كه Shang Tsung روح جد اعظم Kun Lao را پس از شكست از Goro جذب بدن خود كرد ، توانست محل دقيق گردنبند گمشده ي Shinnok را كه بدون ان قدرتش كامل نبود را بيابد ،مدتي بعد اين اطلاعاتش را با كوان چي در ميان گذاشت . در مقابل كوان چي به Tsung كمك كرد تا Sindel را به زندگي بازگردانده و به اختيار Shao Kahn در اورند . سپس ، پس از شكست خوردن Kahn ، كوان چي به لين كويي رفت و قراردادي را با انها بست . او گفت كه قبيله ي دشمن لين كويي يعني ، شيراي ريو را از بين مي برد و در عوض از جنگ جويان لين كويي جهت مقاصدش كمك ميگيرد . كوان چي Sub Zero ـي بزرگ را متقاعد كرد تا گردنبند را براي او به دست اورد . Sub Zero ماموريتش را تكميل كرد ( و در عين حال هانزو هاساشي را در كمال خونسردي كشت ) ، بدون انكه قصد اصلي كوان چي را بداند . به محض بدست اوردن گردنبند توسط Sub Zero ، كوان چي ظاهر شد و گردنبند را از او گرفت و ماهيت اصلي ان را به او گفت و از انجا رفت تا ان را به اربابش دهد . Sub Zero كه طي ماموريتي دوباره پي گردنبند فرستاده شده بود (اينبار توسط Raiden ) ، با كوان چي مواجه شد و او را به كمك Sareena شكست داد .

كوان چي به خدمتش به Shinnok ادامه داد تا بتواند قدرت براي او جمع اوري نمايد ، در عين حال انجمن برادري سايه ها را نيز رهبري مي كرد . در حين اتفاقات بازي MKG و در پي حمله ي انان به دنياهاي ديگر ، كوان چي به اين نتيجه رسيد كه او به جنگجوي قدرتمندي نياز دارد تا بتواند برادر كوچكتر Sub Zero ـي بزرگ را شكست دهد .به همين خاطر Scorpion را پي او فرستاد . در طي رو در شدن Sub Zero و Scorpion كه طي ان با خشم افسار گسيخته ـش جنگجوي لين كويي را شكست داد و حال اماده ي كشتن او بود ، كوان چي به نا گه ظاهر شد و فاش كرد كه در اصل او بوده است كه هانزو هاساشي و خانواده و قبيله اش را قتل عام كرده است . Scorpion كه از خشم در حد انفجار بود درست در همان لحظه كه كوان چي او را به دنياي زيرين مي فرستاد با استفاده از نيزه ي طنابي اش كوان چي را به خود به سمت دنياي زيرين كشيد . در دنياي زيرين ، كوان چي در حال شكنجه شدن به دست Scorpion بود كه Drahmin و Moloch سر رسيدند . دو شيطان از كوان چي در مقابل Scorpion دفاع كردند و در مقابل از كوان چي قول گرفتند تا انها را از دنياي زيرين فراري دهد . پس از يافتن گذرگاهي به دنياي بيرون ، كوان چي بدون دو شيطان از انجا فرار كرد . گذرگاه كوان چي را به معبدي كه موميايي پادشاه اژدها در آن بود ،برد . با خواندن نوشته هايي كه در ديواره هاي معبد حك شده بود ، كوان چي فهميد كه ارتش شاه اژدها شكست ناپذير است و قابل دوباره زنده شدن است . او همچنين فهميد كه ميتواند انجا گردنبندش را ارتقا دهد و جادوهايي پيشرفته را در ان جاي دهد و با استفاده از ان نشانه هايي را روي بدنش حك كند . با فهميدن اينها ، او با ارزو هايي تازه بدست رسيده ، به سمت قصر Shang Tsung رفت . جادوگر با همه ي احوالش نتوانست از دست Scorpion فرار كند ، و در نهايت روح نينجا گيرش انداخت و او را به دنياي زيرين كشاند ، جايي كه مبارزه اي خونين شكل گرفت و توجه Shang Tsung را جلب كرد.

پس از فراري دادن Scorpion ، Tsung كه نزد كوان چي امده بود نقشه ي او را شنيد . كوان چي ميخواست تا با باز كردن دروازه به بهشت و اهدا كردن تعداد بي نهايتي از ارواح به Tsung ، ياري او را در زنده كردن ارتش Onaga بدست بياورد . ان دو مي توانستند با يك ديگرد به حكومت تمامي دنياها دست يابند ، اگر با هم متحد مي شدند . اما قبل از شروع به كار انها بايست دو تن از افرادي كه مي توانستند در كار انها مداخله كنند و كار انها را نيمه تمام بگذارند را از بين مي بردند . ابتدا از Shao Kahn كه هنوز از شكستش از حمله به زمين و ارتش متحد جهان والا و شوكان، در انزوا به سر مي برد و به شدت ضعيف بود شروع كردند . Tsung ، كوان چي را به Kahn معرفي كرد و انها با يك ديگر وافاداري دروغين خود را به Kahn نشان دادند . سپس انها به Kahn حمله كردند و او را سر به نيست كردند ( كه در اصل كلون Kahn بود كه دو جادوگر از اين موضوع بي اطلاع بودند .) Kano كه شاهد عيني قتل امپراطور به دست اندو بود ه سرعت تغيير جهت داد و به اندو اعلام وفاداري كرد. پس از ان دو جادوگر به اكادمي "وو شي" رفتند تا قهرمان تورنومنت هاي مورتال كامبت ، Liu Kang را كه در حال تمرين در انجا بود را بيابند . Tsung خود را به شكل Kung Lao ، رفيق شفيق Liu Kang در اورد و نزد او رفت و به طور ناگهاني به او حمله كرد . كوان چي از پشت به Kang حمله كرد و توجه او را جلب كرد و Tsung آز اين فرصت استفاده كرد و در نهايت گردن حريف چندين و چند ساله اش را در دست گرفت و شكست و روحش را جذب كرد . پس از ان متحدين مرگبار به دنياي بيرون بازگشتند و به Kano دستور دادند تا به دهكده اي برود كه معبد Onaga در انجا قرار داشت و دور معبدش كاخي بزرگ را بنا كند . بعد از انكه يكي از ساكنين دهكده به نام Lie Mei به Kano حمله كرد ، كوان چي به Mei گفت كه اگر در مسابقات مورتال كامبت برنده شود ، دهكده ي او را ازاد مي سازد . در همان زمان انها به Movado پيشنهادي دادند . او ميتوانست حق مبارزه با Kano را به دست بياورد در صورت كشتن Kenshi ، دشمن قديمي Shang Tsung . همچنين Shang Tsung در طي معامله اي پنهاني كه كوان چي از ان خبر نداشت ، از Drahmin و Moloch كه به تازگي از دنياي زيرين فرار كرده بودند خواست تا از در برابر خيانت احتمالي كوان چي حمايت كنند و در عوض زماني كه زنده كردن ارتش جاودان كامل شد ، او به اندو اجازه ي كشتن كوان چي را ميداد . در همين زمان ، Mavado در ماموريتش موفق شد و اجازه ي مبارزه با ژنرال "متحدين مرگبار " را يافت و از طرفي Li Mei در مسابقه ي كوچك محلي برنده شده بود و جايزه اش را از اندو مي خواست . در همين زمان مبارزان زميني به فرماندهي Raiden به كوان چي و يارش حمله كردند .اما حمله ي انان پوچ و تهي بود ، تمامي افراد ، توسط دو جادوگر و ارتش تاركاتان هايشان كشته شدند ( Kitana شخصا توسط كوان چي به قتل رسيد .) تنها Raiden زنده ماند و با دو جادوگر به تنهايي مواجه شد .

انها Raiden را شكست دادند اما پيروزي انها كوتاه بود . كوان چي كه از قبل به شريكش شك داشت در ان لحظه شكش كامل شد كه Tsung گردنبند Shinnok را كه كوان چي به گردن داشت را ميخواست از او بدزدد . او حق داشت ، پس از نابودي همه دشمنانشان ، Tsung و كوان چي در مقابل يك ديگر قرار گرفتند . كوان چي در نبرد عليه شريك سابقش پيروز شد اما بازگشت Onaga پادشا اژدهايان ، كه به تازگي دوباره به زندگي بازگشته بود تامي نقشه هايش به فنا رفت . در همين زمان Tsung و Raiden :ه هردو بيهوش بودند بيدار شدند و هر سه به كمك يكديگر به Onaga حمله بدند تا بتوانند او را از بين ببرند . با شروع شكست تقريبي ان سه ، Raiden قدرت خداي گونه اش را ازاد ساخت و در طي انفجاري همه چيز را در ان محدوده نابود كرد .

در دموي اغازين MK:D مشاهده مي شود كه كوان چي به سمت Raiden :ه در حال منفجر كردن همه چيز است فرياد مي زند : چه كار مي كني ؟ و دقيقا در زماني كه Raiden اماده به پايان رساندن كارش مي شود در طي صحنه اي مي بينيم كه كوان چي موفق به فرار كردن از انفجار ها كه در حال نابودي همه چيز به جز Onaga بود ، شد . كوان چي ظاهرا با ساختن گذرگاهي موفق به فرار از انجا مي شود ، اما در طرفي ديگر شاه اژدهايان از زير اوار سالم و صحيح بيروا امد و خود را در مقابل گردنبند كوان چي ميابد و ان را صاحب مي شود .

در بازي MK:A كوان چي را دوباره با گردنبندش مي بينيم كه بازگشته است و با Shang Tsung , Onaga و Shao Kahn متحد شده است تا قدرت بليز را به دست بياورد . در پايان بازي او با كشتن بليز قدرت بسيار زيادي را به دست مياورد كه باعث شكسته شدن مدالش مي شود . او با خدايان روبرو مي شود تا با انها بجنگد ولي خدايان روح او را در يك گردنبند اسير مي كنند و به زمان گذشته مي فرستندش ، زماني كه شينوك او را براي اولين بار پيدا ميكند . اين نشان مي دهد كه ان مدال يا گردنبند كه هميشه كوان چي به گردن مي انداخت در اصل خودش بوده است ...

Raiden


متحدين : Elder Gods , Fire God , Earth God , Water God , Liu Kang , Kung Lao , Sub-Zero , Johnny Cage , Bo' Rai Cho , Kai , Sonya Blade , Kitana , Ermac , , Kenshi , Nightwolf , Jade , Sindel , Stryker , Jax , Cyrax , Taven

دشمنان : Shinnok , Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung , Onaga , Reptile , Rain , Noob Saibot , Sheeva , Baraka , Motaro , Drahmin , Moloch , Goro , Kintaro , Shujinko , Fujin

سبك مبارزه :Nan Chuan , Jujutsu , Judo , Tae Kwon Do
اسلحه : Hammer , Staff
جهت گيري : خوب



زماني كه دنياي زمين جوان بود ، ريــِدِن محافظ ان بود . او با خداي باستاني Shinnok ، كه ارزوي حكراني بر زمين را داشت مبارزه كرد . مردماني كه در طي اين جنگ كه تقريبا تا نابودي زمين پيش رفت اسيب بسياري ديدند ، سائورايي ها بودند ( كه Reptile عضوي از انهاست ) ، باقي مردم باقي مانده در اين جنگ به سياره اي به نام Zaterra فرار كردند .

با كمك خدايان باستان ، ريدن موفق به شكست دشمنش Shinnok شد و با جدا كردن گردنبند او ( منبع قدرت هاي بي پايان Shinnok ) ، او را براي هميشه به دنياي زيرين تبعيد كرد و گردنبند قدرتمندش را در معبدي كه خود در كوههاي نپال ساخته بود پنهان كرد . او چهار خدا را براي محافظت از گردنبند گماشت . خداي باد ( Fujin ) ، آتش ، زمين و آب .

زماني كه Sub Zero ـي بزرگ گردنبند را يك ميليون سال بعد براي Quan Chi دزديد ، ريدن در مقابل جنگجوي لين كويي ظاهر شد و به او دستور داد تا به دنياي زيرين برود و گردنبند را دوباره بازگرداند و از اينكه Shinnok از ان استفاده كند ، جلوگيري كند . ريدن خود اگر به دنياي زيرين وارد مي شد تمامي قدرت هايش از بين مي رفت ، پس Sub Zero بايد اين كار را به گردن مي گرفت .

مدتي بعد ، Shang Tsung ، خداي رعد را به سري تورنومنت هاي كامبت دعوت كرد . ريدن كه ميدانست در جزيره اي كه مسابقات در ان برگزار مي شود خبري است ، انساني قادر را با خود برد .

يك سال بعد ، ريدن كه مي دانست پس از شكست Shang Tsung در جزيره و دعوت دوباره اش در دنياي بيرون ، چاره اي جز رفتن را ندارد . او به طور كامل مي دانست كه Shang Tsung به شدت مكار و Shao Kahn بسيار بي رحم است . بنابراين تنها به دنياي بيرون رفت .

پس از پيروزي مبارزان زمين ، ريدن مي بايست از روح جنگجويانش در مقابل Kahn كه دنياها را براي رسيدن به ملكه Sindel زير پا گذاشته بود محافظت مي كرد . پس از مطمئن شدن از جان و روح مبارزانش ، ريدن دوست داشت در كنار انها با بدي ها مبارزه كند اما به عنوان يك خدا نمي توانست در مبارزات دخالت مستقيم كند . در زمان حمله ي دنياي بيرون به زمين ، كه شكست زمين قطعي بود ، ريدن تنها چاره را اين ديد كه خود را از خدايان جدا كرده و تضعيف كند تا به زمين برود و مستقيما در مبارزات شركت كند . پس از شكست Kahn به دست Liu Kang او دوباره جايگاهش را به عنوان محافظ زمين و يك خدا بدست اورد.

ريدن و يارانش دوباره در جنگي ديگري درگير شدند. زماني كه Shinnok از دنياي زيرين فرار كرد و باري ديگر بر عليه خدايان طغيان كرد . Shinnok ه محافظان خدايان حمله كرد و بسياري از انان را كشت . اما اين بار ، فناپذيران نيز در اين جنگ ميان خدايان شركت كردند و Liu Kang ، جنگجويان زميني را زير پرچم خداي رعد ، جمع كرد و به Shinnok حمله كرد و او را شكست داد . حال ريدن كه يك خداي پر افتخار محسوب مي شد ، جايگاهي را نزد خدايان باستاني پيدا كرد و كار محافظت از زمين را به Fujin واگذار نمود .

به عنوان يك خداي باستاني ، زماني كه Shang Tsung و Quan Chi ، Liu Kang را كشتند ، ريدن نمي توانست مداخله كند . او كه از طبيعت بي طرف هم رتبه هايش متنفر شده بود ، جايگاه خود را به عنوان خداي باستاني ترك كرد و جنگجويانش را دوباره از نو جمع كرد تا با متحدين مرگبار روبرو شود . اينبار قهرمانان نتوانستند در مقابل پليدي مقاومت كنند و همه ي انان در نبردي با ارتش تاركاتان ها شكست خوردند . در نهايت ريدن با دو جادوگر به تنهايي رو برو شد و شكست خورد .

زماني كه Onaga به تالار وارد شد ، ريدن دوباره بر پاهايش ايستاد و در كنار دو جادوگر عليه او مبارزه كرد . زماني كه ديد حمله هايشان حتي كوچترين اثري بر پادشاه سابق دنياي بيرون نمي گذارد ، ريدن قدرتش را ازاد كرد تا با انفجار عظيمش او را نابود سازد . اين انفجار ان معبد را نابود كرد ، متحدين مرگبار را به ظاهر كشت و حتي خود ريدن هم ظاهرا نابود شد ، اما Onaga سالم و سلامت باقي ماند . ريدن ، دوباره در زمين متولد شد ، از ذره هاي پراكنده اي كه از نبردش با Onaga به جاي مانده بود . اما اينبار تحت تاثير رخوردش با پادشاه اژدها ، به نوعي به فساد كشيده شده بود و اينبار خشمش متوجه به انسان ها شد كه با دستان خودشان در حال نابودي زمين بودند . او زماني كه شنيد Shujinko به طرز احمقانه اي موجب زنده شدن دوباره Onaga شده است ، به شدت خشمگين شد . ريدن كه حال به شدت خشمگين بود ، تصميم گرفت تا انهايي را كه با دستان خودشان در حال نابودي دنيايشان بودند را از بين ببرد .

ريدن با بيرحمي تمام ، به Shujinko حمله كرد تا اورا به به خاطر اشتباهاتش سلاخي كند ، اما او قادر به فرار از خشم خداي رعد شد . پس از ان ريدن به سمت جسد Liu Kang ، شاگرد پيشينش رفت .

با در اوردن بدن او از داخل قبر ، ريدن ان بدن را به معبد جادوگران باستاني به نام هوآن برد كه قرن ها پيش نابود شده بود . با به كار گذاشتن طلسم هايي قدرتمند بر بدن Kang كه مي توانست با استفاده از انها بدن مرده را كنترل كند و قدرت رعد و برقش ريدن توانست ، شاگرد سابقش را بار ديگر زنده كند . جسد Kang [ال به طور كامل به اراده ي ريدن بود و به ماموريتي براي كشتن و نابودي اناني كه به زمين صدمه وارد مي كردند فرستاده شد . اين كار ، توجه Shinnok آر جلب كرد كه همين موقع در جلوي ريدن ظاهر شد و پيشنهاد اتحاد را به او داد . اگر ريدن در رسيدن به هدف Shinnok ، هر چه كه بود ، كمك مي كرد او نيز ريدن را در محافظت از زمين ياري مي كرد . ريدن از طبيعت گول زننده ي Shinnok با خبر بود اما اين پيشنهاد را قبول كرد تا نقشه هاي Shinnok را به طور كامل بفهمد .

در پايان بازي MK:A او با شكست دادن بليز قدرت غير قابل تصوري را بدست مي اورد و در پي نيازش به محاظفت از زمين ، خشمش را متوجه تمامي دنياهاي ديگر مي كند و همه ي انان را نابود مي كند تا ديگر هيچ تهديدي براي زمين نباشند .

Rain

نژاد : ادنيايي ، نيمه خدا
متحدين : Shao Kahn , Quan Chi
دشمنان : Ermac , Taven , Liu Kang , Kitana
سبك مبارزه :Zi Ran Men
اسلحه : Storm Sword
جهت گيري : بد



ريـــِن از ساكنان جهان باستاني والا است . به عنوان كودكي خردسال ، او مي ديد كه وطن ـش توسط ارتش Shao Kahn مورد حمله قرار گرفت . در طول هرج و مرج پيش امده ، رين به كمك پدرش كه ژنرال ارتش جهان والا بود در مكاني پنهان شد . ارتش جهان والا ، در مقابل حمله ي دنياي بيرون خرد شد و پدر رين كشته شد .

هزاران سال بعد ، رين در حمله ي دنياي بيرون به زمين ، دست داشت . او كه توسط Shao Kahn اين فرصت به او داده شده بود كه يا براي او بجنگد و يا بميرد ، تصميم گرفته بود وطنش را تغيير دهد و در جهت امپراطور تاريك باشد و بدون هيچ ترس و واهمه اي او Shao Kahn را در عمليات فتح زمين كمك كرد . رين كه به هنر جنگ به طور كامل اشنا بود ، با جنگجويان زميني با نفرت تمام ميارزه مي كرد .

پس از ان رين در بازي هاي بعدي سري MK به عنوان شخصيت قابل بازي ، تا مدت ها ظاهر نشد . از طرفي دو جادوگر كه متحدين مرگبار را تشكيل داده بودند به شدت دنبال رين بودند و هيچ ايده اي در مورد محل استقرار او نداشتند . در پايان بازي MKT نشان داده مي شد كه Kitana با رين مواجه شد و او را در مورد گذشته اش و پدرش اگاه كرد و توانست در نهايت رين را عليه امپراطور بشوراند كه در نهايت رين كه به شدت خشمگين بود در طي يك عمليات انتحاري به Kahn يورش برد .... كه به مرگ او منجر شد .

در طي حوادث بازي MKA رين از طيق Quan Chi به اين نكته كه او از نوادگان Argus ، خداي محافظ جهان والا است پي مي برد . از ان به بعد رين خود را شاهزاده ي ادنيا (جهان والا) ميخواند .

در پايان MK:A رين در اصل برادر Taven و Daegon است ، او كه پسر Argus بود ، توسط پدرش سعي در پنهان كردن هويتش شده بود . پس از شكست بليز ، رين كه با قدرت بليز تبديل به يك خداي كامل شده بود ، توسط پدرش به عنوان محافظ جديد جهان والا شناخته مي شود و رين به جاي استفاده از قدرت در جهت محافظت از جهان والا انجا را به اسارت در مياورد و Argus كه حال تبديل به يك خداي باستاني شده است نمي تواند جلوي او را بگيرد ....

Reiko


نژاد : اهالي دنياي بيرون
متحدين : Shinnok , Shao Kahn , Shang Tsung , Onaga , Mileena , Goro
دشمنان :Raiden , Taven , Liu Kang , Quan Chi
سبك مبارزه :Ying Yeung
اسلحه : Spiked Club , Scythe , Crude Hammer
جهت گيري : بد




چيز زيادي راجع به او در دست نيست ، تنها به عنوان يك ژنرال شناخته مي شود . كسي كه به Shinnok و Shao Kahn خدمت مي كرد . او همچنين به عنوان يكي از اعضاي انجمن برادري سايه ها خدمت كرده است . در طي جنگ Shinnok با خدايان ديگر ، خبر رسيد كه او كشته شده است . اما در طي حوادث بازي چهارم كامبت دوباره ظاهر شد . زماني كه Shinnok باري ديگر شكست خورد ، دوباره ناپديد شد . او بعد ها به ارتش امپراطور Kahn پيوست و هم اكنون در حال خدمت كردن به اوست .

Reptile

نژاد : سائورايي
متحدين : Mileena , Goro , Kintaro , Sheeva , Baraka , Shao Kahn , Shinnok , Khameleon , Shang Tsung , Quan Chi
دشمنان : Jade , Kitana , Cyrax , Taven , Nitara , Liu Kang , Kung Lao , Johnny Cage
سبك مبارزه : Hung Gar , Crab , Pao Chui
اسلحه : Battle-axe , Kirehashi
جهت گيري : بد/بي طرف


رپتايل يكي از شخصيت هاي ارجينال و اصلي سري بازي هاي كامبت است كه از اولين بازي تا به حال در همه بازي ها حضور داشته است . در بازي هاي اوليه او به عنوان نينجاي سبز پوشي كه خون سبز رنگي نيز داشت نشان داده مي شد كه در بازي هاي بعدي او تغيير شكل داد و به شكل سوسمار و دايناسور نشان داده شد . او از نژاد سائورايي ها است و تا قبل از پيدايش Khameleon و Chameleon اخرين نفر از نژاد خود شناخته مي شد



Mortal Kombat
زماني ( به احتمال زياد قبل از شكست خوردن Kang Lao ـي بزرگ از Gorro ) رپتايل به Shang Tsung و مبارزش Goro پيوست و در سايه ها باقي ماند . طبيعتا با بازگشت Tsung به دنياي بيرون ، او نيز همراهش رفت .

Mortal Kombat II
او از اربابش در مقابل صدمه ديدن حفاظت كرد ، و مدت ها بعد از خود امپراطور شخصا دريافت ماموريت كرد ، كسي كه به رپتايل قول داد كه اگر دستورات او را بي چون و چرا گوش كند ، هم نژادي هاي اسيرش را از بند ازاد خواهد كرد .


Ultimate Mortal Kombat 3/Mortal Kombat Trilogy
فرصت بسيار مناسبي براي رپتايل پيش امده بود ، دختر خوانده ي امپراطور ، Kitana فرار كرده بود و رپتايل ه دنبال او فرستاده شده بود ، Kahn به رپتايل قول داده بود كه در صورت موفقيت نژادش را نجات خواهد داد . او مي بايست همراه Jade ، پرنسس فراري را پيدا مي كرد و در صورت نياز او را مي كشت.با خيانت Jade ، رپتايل در ماموريتش موفق نشد .

زماني كه جنگ به پايان رسيد ، با شكست خوردن Kahn و ازاد شدن جهان والا ، رپتايل به عنوان يك زنداني به جهان والا برده شد و پس از اعدام شدنش به دنياي زيرين رفت .

Mortal Kombat 4/Mortal Kombat Gold
در پي حمله ي خداي از شكوه افتاده Shinnok به جهان والا ، رپتايل فرصت را مناسب ديد تا به ارتش Shinnok بپيوندد . او به اميد انكه بتواند Shinnok را راضي كند تا در احياي نسل و نژادش به او كمك كند ، به عنوان فرمانده به ارتش او پيوست . پس از شكستي ديگر او اينبار به دنياي بيرون فرار كرد و به اربابان پيشينش پيوست .

Mortal Kombat: Deadly Alliance
رپتايل كه به خاطر انكه ديگر هيچ اميدي به نجات دادن ، نسل ـش نداشت ، كم كم در حال نشان دادن نشانه هايي از بي تفاوتي بود .. او كه در ايام قديم سعي داشت تا هويت اصليش را با پوشيدن ماسك و تغيير چهره پنهان كند ، حال هيچ تمايلي به اين كار نداشت . رپتايل تقريبا به مرز جنون كشيده شده بود و ظاهرش به طور كامل عوض شده بود ، حتي دُم نيز در اورد .

زماني كه ارتش جهان والا و دنياي بيرون در ميدان جنگ با يكديگر ميجنگيدند ، Shao Kahn نياز به كمك جادوگرش Shang Tsung پيدا كرد و رپتايل را پي او فرستاد . رپتايل به مكان اقامت جديد Tsung كه بعد از اينكه از زندان ازاد شد به انجا نقل مكان كرده بود رفت تا Tsung را خبر كند . در همانجا رپتايل شنيد كه Tsung به كمك Quan Chi قصد تشكيل متحدين مرگبار را دارد و در حال توطئه براي قتل امپراطور هستند . در مسير بازگشتش به ميدان جنگ براي خبررساني به اربابش ، با Nitara روبرو شد . او به رپتايل اسلحه اي كمياب به نام Kirehashi blade كه از تمدن نابود شده ي رپتايل به جا مانده بود را اهدا كرد كه به او محل دقيق نيروهاي Kitana را نشان ميداد . رپتايل خوشحال از اينكه اين اطلاعات ميتواند كمك بسيار خوبي براي او و اربابش در جنگ باشد ، سراغ Kahn رفت اما دير رسيده بود ، امپراطور به دست دو جادوگر كشته شده بود .

Mortal Kombat: Deception
تنها و سرگردان ، بدون هيچ هدفي در دنياي بيرون پرسه مي زد تا اينكه باري ديگر با Nitara روبرو شد . رپتايل خوشحال از اينكه بالاخره كسي را پيدا كرد تا به او خدمت كند با خوشحالي به Nitara ملحق شد . البته با همه ي اينها رپتايل تنها به عنوان عروسكي براي پيشبرد اهداف Nitara ، يعني جدا ساختن دنياي خون اشام ها از دنياي بيرون ، بود.اولين قدم خون اشام مونث اين بود كه انقدر سر رپتايل را گرم كند تا متحدين مرگبار موفق به كشتن Kahn شوند . قدم دوم ، در انداختن رپتايل با Cyrax بود . رپتايل مي بايست به دستگاه انتقال Cyrax صدمه ميزد تا اينكه Nitara مطمئن شود كه Cyrax به كمك او نياز دارد . هرچند بالاخره رپتايل فهميد كه Nitara او را گول زده است و در پي نقشه هاي او بوده است كه اربابش Kahn كشته شد . خشمگين از اين اتفاقات ، او رد Cyrax و خون اشام را تا تالار مذاب گرفت ، اما دير رسيده بود . گوي نابود شده بود و از Cyrax و Nitara هيچ خبري نبود . تنها چيزي كه در تالار مانده بود ، تخم اژدهاي حامل Onaga بود . در همان لحظه تخم شكست و باريكه نوري به بدن رپتايل برخورد كرد و بدن رپتايل به تصاحب Onaga در امد .

در طي عكسي كه در اين بازي ازاد مي شود ، نشان داده مي شود كه اعضاي نژاد رپتايل ، سائورايي ها اگر مدت زيادي را از رهبر گروهشان دور باشند شمايل و ظاهر انساني ـشان را از دست مي دهند .

Mortal Kombat: Armageddon
جدا شدن Reptile از Onaga در پايان Nightwolf نشان داده مي شود ، جايي كه سرخپوست جنگجو روح پادشاه اژدها را در بند كشيده و به دنياي زيرين تبعيد مي كند . در پايان بازي MK:A ، نشان داده مي شود كه هرم Argus پس از شكست بليز زير پاي رپتايل مي لرزد . رپتايل معبدي را در زير هرم ميابد كه سائورايي مونثي در ان ارميده است ، با ديدن ان زن رپتايل كم كم به حالت عادي و انساني خود بازميگردد. با كمك سائورايي مونث رپتايل زاترا دوباره مي سازد و به شكوه سابقش باز مي گرداند.

Sareena

نژاد : شیطان
متحدین : Sub-Zero , Taven , Shujinko
دشمنان : Quan Chi , Shinnok , Noob Saibot , Smoke , Kia , Jataaka
سبک مبارزه : Tae Kwon Do , Yuan Yang , Ba Shan Fan
اسلحه : Kama , Sai , Demon Fang
جهت گیری : نامعلوم

سارینا شیطانی بود که اولین بار در بازی MKM : Sub-Zero به عنوان یکی از دستیاران شخصی Quan Chi ظاهر شد . او و دو همکارش Kia و Jataaka دستور داشتند که Sub Zero را قبل از انکه به Quan Chi دست یابد را بکشند.هر سه ی انها در مامورتشان شکست خوردند و دو همکار سارینا به دست Sub Zero کشته شدند اما Sub Zero در کمال حیرت از جان سارینا گذشت و او را نکشت . مدتی بعد در حین جنگ با Quan Chi , سارینا به طور ناگهانی ظاهر شد و به Sub Zero در کشتن Quan Chi کمک کرد . پس از انکه از نینجای مسلط به فنون یخ خواست تا او را با خود به خارج از دنیای زیرین ببرد به وسیله ی Shinnok کشته شد . او در دستان Sub Zero ـی خشمگین جان سپرد .

بعد ها در بازی MK:TE نشان داده شد که سارینا از حمله ی شینوک جان سالم به در برده است ، اما شکل و شمایل انسانی خود را از دست داده است و روح او به طبقه ی پنجم دنیای زیرین تبعید شده بود تا در انجا به خاطر خیانتش تا ابد شکنجه شود . پس از سپری شدن سالها و زندانی بودن سارینا در انجا ، در نهایت او توانست گذرگاهی که Quan Chi و Scorpion از طریق ان به دنیای دیگری فرار کنند را پیدا کند . او توانست از طریق ان گذرگاه به دنیای بیرون برسد ، جایی که توانست بدون اینکه از جادوی Quan Chi بهره ببرد ، با استفاده از جادوی موجود در فضای دنیای بیرون، فرم سابق انسانی خود را به دست اورد.

مدتی بعد از به دست اوردن دوباره ی فرم انسانی خود ، سارینا با برادر کوچک تر Sub Zero ـی که سالها پیش او را ملاقات کرده بود روبرو شد . Sub Zero که به خاطر کمکی که سارینا سالها پیش به برادرش کرده بود ، خود را مدیون او می دید ، او را همراه خود به معبد لین کویی برد . در انجا سارینا وفاداری خود را به قبیله اعلام کرد و قسم خورد از قبیله در مقابل همه ی دشمنان دفاع کند .

در بازی MK:A نشان داده می شود که سارینا به دنبال Sub Zero به دنیای زیرین رفت و جان او را در نبرد بین او و Smoke و Noob Saibot نجات داد . با اینکه انها در جنگ پیروز شدند اما سارینا در انجا کنترل خود را از دست داد و دوباره به شکل شیطانی خود در امد . Sub Zero :ه حال فکر میکرد سارینا نیز برای او تهدید به حساب می اید به او حمله کرد اما سارینا که نمی خواست به او صدمه بزند عقب کشید . هرچند مدتی بعد او توسط Noob Saibot , Smoke و ارباب پیشینش Quan Chi که از او وسیله ی لازم جهت ورود به معبد لین کویی را خواسته بودند و او سرباز زده بود ، مورد حمله قرار گرفت . سارینا در ابتدا هنوز به Sub Zero وفادار بود و حاضر به دادن شیئ به ارباب پیشینش نبود اما Quan Chi با استفاده از جادویش فرم انسانی سارینا را به او بازگرداند و او را متقاعد کرد که یک شیطان خالص است و بدی جزئی از ذات اوست و در نهایت سارینا قبول کرد که دوباره به او خدمت کند .

در پایان بازی MK:A او با شکست دادن بلیز قدرت کامل او را به دست می اورد و از هوش می رود ، Sub Zero خود را به بالای هرم می رساند و او را به هوش میاورد زمانی که هوشیاری خود را به دست می اورد متوجه می شود او قدرت کنترل بر یخ را به دست اورده است . سپس او به Quan Chi حمله می برد و او را در قالب یخی بزرگی زندانی می کند و با کمک Sub Zero او را در معبد لین کویی زندانی میکنند . جایی که جادوگر پلید برای همیشه در انجا می ماند ....

Scorpion


دو سال پس از انکه توسط برادر بزرگ تر Sub Zero کشته شد , اسکورپیون به زمین بازگشت و در مسابقاتی که Shang Tsung تشکیل داده بود شرکت کرد . هرچند پس از انکه Liu Kang توانست Goro را شکست دهد ، اسکورپیون فرصت انکه بتواند با Sub Zero مواجه شود تا انتقام خود را با سوزاندن قاتل قبیله لین کویی تا سرحد مرگ ، را در نهایت به دست اورد. مدت کوتاهی بعد ، او در میان انفجار ها و خاکسترهای به جا مانده به دنیای زیرین بازگشت ....

Mortal Kombat II
زمانی که او در دنیای زیرین بود ، اسکورپیون دریافت که سری مسابقات دیگری در دنیای بیرون در حال برگذاری است و مشخصا Sub Zero در ان شرکت کرده است . متحیر و خشمگین از اینکه قاتلش توانسته به زندگی بازگردد ، دوباره در مسابقات شرکت کرد . مدتی بعد ، او در یکی از مسابقه هایی که بین Sub Zero و حریف دیگری رخ می داد ، دید که Sub Zero پس از شکست دادن حریفش جان او را بخشید . او خیلی زود دریافت که ان شخصی که در مسابقات شرکت کرده است در اصل برادر کوچکتر Sub Zero ـی قاتل است . اسکورپیون که حال از حصول انتقامش مطمئن شده بود ، تصمیم به محافظت از Sub Zero ـی جوان کرد ، هرچند جنگجوی جوان هرگز متوجه این کار اسکورپیون یا دلیلش نشد .

Ultimate Mortal Kombat 3/Mortal Kombat Trilogy
زمانی که ارتش Shao Kahn به زمین و دنیای زیرین حمله کردند و سعی فتح کردن انجا کردند ( که سرانجام موفق نشدند ) اسکورپیون که در دنیای زیرین زندانی بود موفق به فرار شد ، او حالا دوباره در زمین قدم بر میداشت . او تصمیم گرفته بود تا با هیچکس متحد نشود و هیچ دوست یا دشمنی برا خود بر نگزیند . Shao Kahn که از قدرت های بسیار مخرب و عظیم اسکورپیون اگاه بود ، نینجای مرده را در لیست نیروهای خود قرار داد . اتحاد اسکورپیون و امپراطور پلید زمانی که او فهمید که Sub Zero یکی از مبارزان منتخب زمین و یکی از اهداف Shao Kahn است به سرعت به هم خورد و اسکورپیون علیه Shao Kahn در آمد و در جنگ نهایی میان زمین و ارتش Kahn در سمت و سوی جنگجویان زمین جنگید . زمانی که Kahn شکست خورد زمین به روزهای عادی و گذشته ی خود بازگشت و این به معنای بازگشت اسکورپیون به دنیای زیرین بود.

Mortal Kombat 4/Mortal Kombat Gold
پس از بازگشتش به دنیای زیرین، به اسکورپیون خبر رسید که زن و تنها فرزندش کشته شده اند . او با Quan Chi جادوگر دنیای زیرین روبرو شد که به اسکورپیون خبر داد که قاتل اصلی Sub Zero بوده است . اسکورپیون خشمگین از شنیدن این خبر قسم خورد که Sub Zero را همانند برادرش از بین خواهد برد . هرچند در پایان بندی اسکورپیون ، Quan Chi فاش می کند که او را فریب داده است تا به او بباوراند که قاتل خانواده اش Sub Zero بوده است و قاتل اصلی خود Quan Chi بوده است و او این کار را کرده بود که اسکورپیون قسمش را مبنی بر محافظت از Sub Zero ـی جوان به خاطر کشتن برادر بزرگترش بشکند . پس از انکه اسکورپیون Sub Zero ـی جوان را شکست داد و حقیقت را فرا گرفت ، Quan Chi به سرعت دست به کار شد تا او را به دنیای زیرین بازگرداند . با سرعت عملی سریع و غیرقابل پاسخ نینجای مرده به سرعت به سمت جادوگر دوید و او را همراه با خود به دنیای زیرین برد تا در انجا بتواند به خدمتش برسد .....

Mortal Kombat: Deadly Alliance
در حین مدت سالهایی که Quan Chi در طبقه ی پنجم دنیای زیرین گیر افتاده بود ، او توسط اسکورپیون تعقیب ، زندانی و شکنجه می شد . Quan Chi هیچ راه فراری از شبح انتقام جو نداشت ، با توجه به کم شدن قدرتهای جادوگری Quan Chi در دنیای زیرین ، قدرت و استقامت اسکورپیون در مقابل او در دنیای زیرین بیشتر از گذشته بود بنابراین هیچ راهی برای فرار از شکنجه های گاه و بیگاه اسکورپیون نداشت . در نهایت Quan Chi توانست توجه دو تن از شیاطینی که در حال پرسه زنی در دنیای زیرین بودند ، با نام های Moloch و Drahmin را جلب کند و از انها بخواهد که در مقابل اسکورپیون برای او بجنگند . زمانی که Quan Chi از طریق گذرگاهی از دنیای زیرین فرار می کرد ، اسکورپیون نیز به دنبالش از گذرگاه عبور کرد اما ان گذرگاه او را به جای درستی منتقل نکرد . اسکورپیون همچنان در پی شکار Quan Chi به بازی موش و گربه ی خود ادامه داد و در نهایت خود را در قصر Shang Tsung دید . جایی که توسط Moloch و Drahmin که از دنیای زیرین فرار کرده بودند مورد حمله قرار گرفت . انها اسکورپیون را داخل سولنادو (شکلی طوفان مانند که ارواح موجودات را از بین می برد .) پرتاب کردند ، به امید انکه اینکار نینجای انتقام جو را یک بار برای همیشه نابود کند .

Mortal Kombat: Deception
اسکورپیون که توانست در نهایت به فضای خلاء ( نه اون خلاء ها ! ) ، قبل از انکه خلوص سولنادو بتواند روح او را پاره پاره کند فرار کند . در مدتی که در ان فضا به سر می برد او با خدایان ارشد روبرو شد ، کسانی که هرگز به وجودشان اعتقاد نداشت ، کسانی که ملاقاتشان برای همیشه اسکورپیون و اهدافش را متغیر کردند . او در انجا شاهد قربانی شدن Raiden به دست خودش و شروع دوباره ی امپراطوری Onaga بود . خدایان ارشد که از قدرت های اسکوپیون با خبر بودند با ارتقا دادن انها و گسترش توانایی هایش او را تبدیل به قهرمان خود کردند و ماموریت نابودی Onaga را تا قبل از انکه دنیاها را به نابودی بکشاند را به او واگذار کردند . اسکورپیون از فضایی که در ان بود به دنیای بیرون سفر کرد و به دنبال Onaga رفت ، اما در نهایت این Shujinko بود که با Onaga مبارزه کرد و او را شکست داد . در پایان بندی اسکورپیون توضیح داده شد که او تمامی دنیاها را در پی Onaga گشت تا بتواند او را پیدا کند تا با او مبارزه کند ، اما اینکه ایا توانست با او روبرو شود مشخص نیست تنها میدانیم که کسی که پادشاه اژدهایان را از بین برد ؛ Shujinko بود .

Sektor

نژاد : ربات
متحدین : Shinnok , Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung , Noob Saibot , Smoke , Black Dragon
دشمنان : Raiden , Fujin , Sub-Zero , Cyrax , Sonya Blade , Jax , Taven
سبک مبارزه : Ninjitsu , Sambo , Kenpo
اسلحه : Laser Pistol , Pulse Blade , Pulse Blades
جهت گیری : بد



زمانی که قبیله ی لین کویی تصمیم گرفت تا نینجاهایش را تبدیل به ربات کند ، سکتور ، به عنوان یکی از نینجاهایی که وفاداریش را از دست داده بود اولین گزینه ی انها برای مکانیزه(!!) کردن نینجاهایشان بود ، که مشخصا بعد ها تبدیل به بهترین و موفق ترین نمونه ـشان شد . واحد LK9T9 که برای اولین ماموریت ، برای کشتن یکی از اعضای خائن لین کویی با نام Sub Zero فرستاده شده بود . او دوبار برای کامل کردن این ماموریت دوبار به بیرون فرستاده شد ( MK3 , MK: Gold) که در هیچ کدام از انها موفق نشد . حوادثی که در طی این سالها رخ داد باعث شد که او تنها ربات فعال در میان سه ربات دیگر باشد . Smoke که حال توسط اهالی دنیای بیرون دستگیر و در زندان انجا او را از کار انداخته بودند و Cyrax نیز که حال یکی از اعضای ارتش Jax Briggs شده بود و روح نابود شده اش را بازیافته بود .

در طی مبارزات طولانی و خشن ـی که طی مدت انجام وظیفه اش انجام داده بود ، برنامه ریزی سکتور ناقص و خراب شده بود . او حال بر این باور بود که استاد اعظم قبیله ی لین کویی تهدیدی برای قبیله است و ماموریت جدید خود را کشتن او و گرفتن تسلط بر قبیله قرار داده بود . سکتور توانست با موفقیت کامل استاد اعظم را از بین ببرد اما زمانی که داشت به نشان اژدها دست میافت توسط ، Sub Zero متوقف شد .Sub Zero طی نبرد سختی سکتور را شکست داد و عنوان استاد اعظم لین کویی را به دست اورد .پس از شکستش ، سکتور به ژاپن رفت و قبیله ی تکونین را تشکیل داد ، قبیله ربات های جنگجو .

در پایان MK:A سکتور پس از شکست دادن بلیز قدرت های او را به دست میاورد و با این قدرت او به دوستان سابقش Cyrax و Smoke متصل می شود . با به وجود امدن یک روح در سه دن انها برای همیشه شکست ناپذیر می شوند .

Shang Tsung

نژاد : جادوگر
متحدین : Shinnok , Shao Kahn , Mileena , Quan Chi , Reptile , Noob Saibot , Smoke , Sektor , Reiko , Goro , Kintaro , Sheeva , Daegon , Mavado , Hsu Hao , Baraka , Motaro , Hotaru , Tanya , Moloch , Drahmin

دشمنان : Elder Gods , Raiden , Fujin , Bo' Rai Cho , Liu Kang , Kung Lao , Sub-Zero , Ermac , Johnny Cage , Cyrax , Kenshi , Stryker , Nightwolf , Jax , Kai , Shujinko , Taven , Sonya Blade , Kitana , Jade , Li Mei , Sindel

سبک مبارزه : Snake , Crane , Mantis
اسلحه : Straight Sword
جهت گیری : بد



گذشته ی شنگ سونگ همواره در هاله ای از ابهام قرار دارد و نژاد و هویت اصلی او هیچگاه تا به حال فاش نشده است . بنابر منابع غیر رسمی او از ساکنین زمین بوده است و در یکی از تورنومنت های مورتال کامبت شرکت می کند اما در نبردش دست به نیرنگ میزند.شکستن قوانین مقدس این مسابقات ، توهین و خیانتی علیه جهانی که در ان مسابقه تشکیل شده است و همچنین توهینی به خدایان ارشد است ، بنابراین شنگ سونگ به اعدام محکوم شد .امپراطور سیاه Shao Kahn با دیدن روحیه ی پلید سونگ با او معامله کرد که او را نجات می دهد در صورتی که به او خدمت کند . شنگ سونگ قبول کرده و به دنیای بیرون می رود و توسط امپراطور تعلیم داده می شود .

زمانی که سونگ توسط خدایان نفرین شد که هرگز نتواند دشمنانش را بکشد او روشی را اختیار کرد که با استفاده از ان می توانست روح دشمنانش را ببلعد. او تنها اینگونه می توانست از حکم مرگش فرار کند ، با بلعیدن ارواح دشمنانش پس از مردن دوباره زنده می شد و تا اخر دنیا فرایند مرده و زنده شدن او ادامه داشت. او با بلعیدن روح دیگران می توانست به خاطرات و دانسته های انها دست یابد ، اتفاقی که طی سالیان متمادی برای او بسیار مفید واقع شد . شنگ سونگ خیلی زود دوباره وارد مسابقات شد و همه حریفان را شکست داد تا اینکه توسط Kung Lao ـی بزرگ شکست خورد و لقب "قهرمان بزرگ" را از دست داد .

شنگ سونگ سالها پس از شکست خوردنش ، پیرتر و رنجور تر از گذشته به مسابقات بازگشت و این بار همراه با قویترین شاگردش ، پرنس شوکان Goro امده بود . او از اربابش دستور گرفته بود تا در مسابقه پیروز شود و با کشتن قهرمان انسان ها تعادل را در دنیاها به هم بزند تا دنیای بیرون بتواند از این فرصت استفاده کرده و زمین را فتح کند . پس از نبرد سنگینی بالاخره Kung Lao ـی بزرگ از شاگرد سونگ شکست میخورد و کشته می شود و سونگ روحش را می بلعد . پس از ان اختیار سری تورنومنت های کامبت در اختیار دنیای بیرون قرار می گیرد . پس از ان او با Quan Chi که میدانست در حال جست و جو کردن برای یافتن گردنبند اربابش Shinnok است تماس برقرار کرد و از انجایی که تنها راهبان شائولین از محل گردنبند خبر داشتند و شنگ سونگ با بلعیدن روح Kung Lao ـی کبیر محل ان را می دانست ، با جادوگر شیطانی معامله ای انجام داد که در ازای کمک به او در انجام ماموریتش برای امپراطور دنیای بیرون ، جای گردنبند را به او می گوید . پس از دریافت کمکش او محل گردنبند را به Quan Chi گفت ، اما فراموش کرد که بگوید هیچ جادوگری نمی تواند به معبدی که گردنبند در ان است وارد شود . در طی 500 سال اینده Goro شکست نخورد و سری مسابقات در دستان سونگ باقی ماند و او مسابقات را هر ساله در جزیره ی شخصی خود که مکانی بین دنیای بیرون و زمین بود برگزار می کرد .

روزی شنگ سونگ از وجود مردی به نام Kenshi که شمشیر زن بسیار مغروری بود با خبر شد ، او فهمید که می تواند با گول زدن کنشی به منبع عظیمی از انرژی دست یابد بنابراین خود را به شکل پیرمردی به نام "سانگ" در اورد و شمشیر زن را به دنبال خود در هزارتوی بزرگی کشاند و در نهایت او را بر لب چاهی رساند و به او اطلاع داد که درون چاه که با سنگ بزرگی پوشیده شده است ، شمشیر افسانه ایـی ارمیده است ، به محض برداشتن در چاه به دست Kenshi تمامی ارواحی که در چاه محبوس بودند از چاه بیرون امدند و شمشیرزن را کور کردند . شنگ سونگ با رو کردن هویت واقعی خود ارواح را بلعید و Kenshi را رها کرد تا انجا بمیرد . بدون انکه بداند شمشیر زن کور روزی از بزرگترین دشمنانش می شود . در طی دهمین مسابقه ی برگزار شده توسط شنگ سونگ که در صورت پیروزی دنیای بیرون امپراطور قادر به تسخیر زمین می شد ، مبارزی به نام Liu Kang ظهور کرد و با شکست دادن Goro و مبارزه کردن با شنگ سونگ شکوه را دوباره به زمین بازگرداند. شنگ سونگ که از Liu Kang شکست خورده بود با بازگشتن به دنیای بیرون به دست و پای Shao Kahn افتاد و از او تقاضای بخشش جانش را کرد . او به امپراطور گفت اگر انها مسابقات را در دنیای بیرون برگزار کنند مطمئنا زمینیان شکست میخورند . امپراطور این نقشه را قبول کرد و دوباره جوانی را به جادوگر بازگرداند و در همان موقع با کمک شنگ سونگ سعی کرد ارزوی 10000 ساله اش یعنی زنده کردن ملکه Sindel را به واقعیت برساند .

طی مسابقه ی دوم ، با وجود اینکه جوان شده بود و جنگ سختی بین او و Liu Kahn در گرفت اما شکست خورد .این بار جلوی چشمان امپراطور . پس از انکه Liu Kang موفق به شکست دادنShao Kahn شد ، شنگ سونگ توانست با کمکQuan Chi ملکه ی محبوبShao Kahn را زنده کند ، اما او در زمین به زندگی بازگشته بود . Shao Kahn می خواست برای رسیدن به ملکه ی محبوبش دو دنیای زمین و دنیای بیرون را با هم یکی سازد بنابراین چند نفر را پی کشتار قهرمانانی که توسط Raiden محافظت می شدند فرستاد . با وجود اینکه این بار شنگ سونگ قدرتش از همیشه بیشتر بود اما باز هم از Liu Kang شکست خورد . مدت کوتاهی بعد ، روزی شنگ سونگ در حیاط قصرش Quan Chi را در حال جنگ با Scorpion دید . زمانی که در نهایت جادوگر موفق به شکست دادن روح انتقامجو شد به سونگ پیشنهادی وسوسه انگیز داد : با کمک کردن او در زنده کردن ارتش پادشاه اژدهایان او میتواند دروازه ای به بهشت باز کند و به راحتی ذخیره ی عظیمی از ارواح برای استفاده کردن داشته باشد . شنگ سونگ قبول کرد و متحدین مرگبار شکل گرفت. انها برای ادامه ی راه می بایست دو دشمن بزرگشان را از بین می بردند Shao Kahn و Liu Kang .

شنگ سونگ همکار جادوگرش را نزد امپراطور برد تا او را معرفی کند و در همان اولین برخورد انها به Shao Kahn حمله می برند و ظاهرا او را می کشند . پس از کشتن امپراطور و قبول کردن Kano به عنوان خدمتگذار انها به اکادمی وو شی رفتند تا دشمن دومشان Liu Kang را بکشند . با وجود برتری مبارز شائولین در جنگ ، Quan Chi با ضربه ای از پشت ، فرصت شکستن گردن و بلعیدن روح Liu Kang را به شنگ سونگ داد . شنگ سونگ کاملا به Quan Chi اعتماد نداشت بنابراین دو شیطان به نامهای Drahmin و Moloch که به تازگی از دنیای زیرین فرار کرده بودند را برای نگهبانی از Quan Chi و محافظت از شنگ سونگ استخدام کرد .

متحدین مرگبار خیلی زود به نیرو های Kano دستور دادند تا به دهکده ی کوچکی بروند و در انجا قصر بزرگی بسازند . زمانی که یکی از روستاییان به نام Li Mei به Kano حمله کرد انها به او پیشنهاد دادند که اگر در مسابقات محلی انها پیروز شود او را ازاد می کنند . در همین زمان انها با Movado قراردادی تنظیم کردند که در صورت کشتن Kenshi اجازه میافت تا با Kano مبارزه کند . او ماموریتش را انجام داد و متحدین به او اجازه دادند به خواسته اش برسد . از طرفی Li Mei در مسابقات محلی برگذار شده برنده شد اما هرگز ازاد نشد که هیچ ، شنگ سونگ تصمیم گرفت تا از روح او برای احیای یکی از سربازان مومیایی شده ی پادشاه اژدها استفاده کند که در همین زمان Raiden و جنگجویان زمینی از راه رسیدند . Li Mei نجات یافت و همراه با Bo Rai Cho فرار کرد اما دیگر جنگجویان در مبارزه ماندند .

متحدین تمامی مبارزان را شکست دادند و حتی بر Raiden چیره شدند . هرچند این پیروزی زیاد طول نکشید ، زیرا شــهوت شنگ سونگ برای قدرت و حس سو ء ظن Quan Chi چی نسبت به متحدش آن دو را به جان هم انداخت و در نهایت Quan Chi پیروز شد . اما پس از شکست شنگ سونگ ،Quan Chi با Onaga روبرو شد که به راحتی تمام همه ی ضربات او را پس می زد . در همان موقع سونگ به هوش امد و پادشاه اژدها را به عنوان تهدیدی جدی بر شمارد و به متحد قدیمش در حمله به او کمک کرد ، مدت کوتاهی بعد خدای رعد نیز به انان پیوست اما ترکیب قدرت این سه هم نتوانست پادشاه پیشین دنیای بیرون را ذره ای بیازارد ، کسی که ارتشش را دوباره زنده کرد و گردنبند Shinnok را از Quan Chi گرفت . در نهایت خدای رعد ، با منفجر کردن خود سعی در کشتن پادشاه اژدها کرد که در طی این انفجار شنگ سونگ نیز کشته شد و میلیون ها روحی که طی سالیان متمادی بلعیده بود ، از جمله Liu Kang ازاد شدند .

پس از این واقعه مشخص شد که سونگ نمرده است و روحش به دنیای بیرون منتقل شده ، او نزد Shao Kahn رفت و از او خواست تا دوباره او را به زندگی بازگرداند ، امپراطور تاریک که برای بازپس گرفتن قصرش از Mileena به او نیاز داشت او را زنده کرد .

در پایان بازی Mk:a او با کشتن بلیز قدرت بسیاری به دست می آورد و با کشتن Shao Kahn به امپراطور دنیای بیرون تبدیل می شود .


Shao Kahn

نژاد :ساکنین دنیای بیرون
متحدین : Baraka , Reiko , Goro , Kintaro , Sheeva , Motaro , Shang Tsung , Shinnok , Mileena , Reptile , Daegon , Sektor , Quan Chi
Noob Saibot , Tanya , Kano , Kabal , Jarek , Darkseid

دشمنان : Sindel , Raiden , Liu Kang , Kung Lao , Kitana , Sub Zero , Onaga , Jade , Khameleon , Taven , Kai , Ermac , Stryker , Bo' Rai Cho , Nightwolf , Johnny Cage , Sonya Blade , Jax , Li Mei , Cyrax , Kenshi , Fujin

سبک مبارزه : Tai Tzu , Lui He
اسلحه : Wrath Hammer
جهت گیری : بد



شائو کان ، در اصل زمانی مشاور Onaga بود . که بعد ها با نام پادشاه اژدها شناخته شد . امپراطوری Onaga تبدیل به قدرتمند ترین امپراطوری در میان دنیاهای دیگر شد و از این جهت Onaga به دنبال راهی برای جاودانگی می گشت تا بتواند برای همیشه ان امپراطوری را در دست داشته باشد . قبل از انکه او بتواند به هدفش دست یابد شائو کان با مسموم کردن او و بدست گرفتن تاج و تختش به او خیانت کرد . با در دست گرفتن کنترل بر ارتش پادشاه اژدها شائو کان هدف Onaga یعنی یکی کردن تمامی دنیاها با دنیای بیرون را اغاز کرد و از دنیاهای پست و کوچک شروع کرد .

او به عنوان یک ارتشی در تمام جنگ هایی که علیه دنیاهای دیگر انجام داد پیروز شد و توانست جهان والا را با دنیای بیرون یکسان سازد . پس از انکه مبارزان او توانستند در تورنمنت مورتال کامبت پیروز شوند ، او به جهان والا که میزبان اصلی این سری مسابقات بود حمله کرد و با کشتن King Jerrod و برگزیدن ملکه Sindel به عنوان همسر و به فرزندی گرفتن دختر انها Kitana ، جهان والا را فتح کرد . او پرنسس جوان را به عنوان محافظ شخصی خود بزرگ کرد و Sindel

Admin
Admin

تعداد پستها : 18
تاريخ التسجيل : 2011-12-09

خواندن مشخصات فردي http://p30forum.6forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد